تبليغاتX
مردم88

مردم88

-مرگ بر منافقین - مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران - مرگ بر موسوی - مرگ بر وطن فروشان بی غیرت-

توجه - توجه

 

با عرض سلام خدمت دوستان

این وبلاگ همان وبلاگ مردم۸۸ (www.mardom88.blogfa.com) می باشد.

اینجانبان مطالب خود را از سایت های رجا، فارس و......برداشت مي كرديم و نه عكسي و نه .... تمام مطالب مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده. حالا به هر دليلي وبلاگ مذكور را مسدود كرده اند.

در عجبيم كه وبلاگهاي هستند كه به رهبري و دولت و اسلام و... توهين مي كنند ولي شماها ككتان هم نمي گزد.

 

در هر صورت مرگ بر منافق

 

 


مردم88

 


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


 
مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

 
مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین
 
 
مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

 
سران فتنه را محاکمه کنید
 
مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 8:0  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

مقاله در خصوص شهيد - دردنامه فرزند شهید

 

بسم رب الشهداء


مقاله در خصوص شهيد

دردنامه


امام خميني(ره):
«هر چه انقلاب اسلامي دارد از بركت مجاهدت شهداء و ايثارگران است»



به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، يكی از فرزندان شهيد كشورمان طی تماسی با خبرگزاری ايكنا (با تأكيد بر اينكه علاقه‌ای ندارد نامش عنوان شود) دست‌نوشته‌ای را كه محصول 30 سال زندگی در جامعه اسلامی به عنوان فرزند شهيد است، به اين خبرگزاری ارائه كرد.

اين دست‌نوشته يا بهتر بگوييم دل‌نوشته در قالب تعريفی از معنای واژگانی چون شهيد كيست؟ جانباز كيست؟ پدر، مادر، همسر، خواهر و برادر شهيد كيست؟ و ... تدوين شده است.

تعاريفی عينی، حقيقی و حتی ملموس كه واقعيت موجود جامعه ما را نشان می‌دهد، واقعياتی كه برخی تلخ و برخی شيرين است. درد دلی كه بايد شنيد و انديشيد. خبرگزاری ايكنا با ادای احترام به تمام شهيدان و خانواده‌های صبور آنها اين دل‌نوشته را منتشر می‌كند، همچنين مطالب ذكر شده در اين يادداشت صرفاً ديدگاه نگارنده آن است.

فقط بايد گفت: با ديدن عكس شهدا، عكس شهدا عمل نكنيم.

 

ادامه مطلب


لطفا این خبر را منتشر فرمائید و در قسمت نظرات آدرس سایت را گذاشته تا به این لیست اضافه گردد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 20:42  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

ما از اولش ساندیس خور بودیم

 

ما از اولش ساندیس خور بودیم...

 

 

 


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


 
مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

 
مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین
 
 
مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

 
سران فتنه را محاکمه کنید
 
مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 14:2  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

خاطرات جالب یک ساواکی حرفه‌ای

 

خاطرات جالب یک ساواکی حرفه‌ای

 

بهمن نادری پور، معروف به تهرانی، از حرفه‎ای‎ترین شکنجه‎گران ساواک در شلاق زدن، که نقل شده هیچ شلاقی را در کف پا در یک خط تکراری نمی‎زد، در دادگاه انقلاب می‎گفت: دو تا بچه دارم، یکی شش ساله و یکی دو ساله. شما اوج جنبش را ببینید، بچه دو ساله من توی خانه می‎دوید و می‎گفت خمینی‎ای امام و من که پدرش بودم به‎عنوان کارمند ساواک هنوز تردید داشتم.
 
به گزارش موج قانون، بهمن نادری پور، معروف به تهرانی، از حرفه‎ای‎ترین شکنجه‎گران ساواک در شلاق زدن، که نقل شده هیچ شلاقی را در کف پا در یک خط تکراری نمی‎زد، در دادگاه انقلاب می‎گفت: دو تا بچه دارم، یکی شش ساله و یکی دو ساله. شما اوج جنبش را ببینید، بچه دو ساله من توی خانه می‎دوید و می‎گفت خمینی‎ای امام و من که پدرش بودم به‎عنوان کارمند ساواک هنوز تردید داشتم.‎ ای کاش زودتر می‎آمدم، شما درد مرا نمی‎توانید حس کنید، دادگاه‎ها و مردم فقط می‎توانند جان مرا بگیرند، اما روح‎مان فقط مال خودمان است.

تهرانی در دادگاه گفته بود وقتی که حالش از شکنجه به هم می‎خورده، به مشهد می‎رفته او در دادگاه می‎گوید: چون سگی رو سیاه به زیارت امام رضا رفتم، من همیشه به زیارت امام رضا می‎رفتم و می‎خواستم که مرا به راه راست هدایت کند.

تهرانی می‎گفت قرار بود هیأتی از صلیب سرخ به زندان بیاید. از کمیته مشترک به ما دستور دادند که سه نفر از اعضای اتحادیه کارگری نباید در زندان‎ها وجود داشته باشند و قبل از آمدن صلیب سرخ آن‎ها را بکشید. ماشین را پشت زندان اوین نگه داشتیم.

ازغندی (از اعضای مؤثر ساواک) هم برای کنترل آمده بود و مراقب عبور و مرور بود تا کسی متوجه ما نشود. ما سه نفر قرص‎‎های سیانور را که توسط سجده‎ای از کمیته مشترک داده شده بود، به آن‎ها دادیم و گفتیم مسکن است بخورید.

آن‎ها هم بدون این‎که سؤالی کنند یا اعتراضی داشته باشند قرص‎ها را خوردند. وقتی قرص‎ها را دادیم درب عقب ماشین را بستیم و دیگر جرأت نگاه کردن نداشتیم، سوار آمبولانس شدم و جنازه‎ها را تحویل بهشت زهرا دادم.

خبرنگاری که در آخرین ساعات زندگی تهرانی و پای چوبه اعدام حضور داشت می‎گفت وی با صدای بلند به همسرش می‎گفت: من جنایت کرده‎ام و باید کشته شوم و تو برای من از خانواده طلب آمرزش کن. آن‎چه را من کرده‎ام شمر نکرده بود. من باید اعدام شوم، در غیر این صورت نمی‎توانم در صورت مردمم نگاه کنم. ایمانت را از دست نده. سرت را بالا بگیر و بگو شوهرت هر کاری کرده، در آخرین لحظات عمرش انسان بود.
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:12  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

جریان ضد‌انقلاب یا ضد‌اسلام!

 

توهین جدید و بی‌شرمانه فتنه‌گران به مقدسات؛

جریان ضد‌انقلاب یا ضد‌اسلام!

 

قطعا منشا بسیاری از مجادلات سیاسی که چنین چهره‌هایی در دورانی مانند اصلاحات سردامدار آن بودند، نه از جنس "سیاست" بلکه از جنس "انحراف در مبانی دینی و اعتقادی" بوده که در دوره‌ای این انحرافات خود را در قامت ضدیت با مبانی جهموری اسلامی و ستون اصلی آن یعنی ولایت فقیه نشان داد و امروز چهره عیان خود در انکار مسلمات اسلام و قرآن و مهدویت.
 
به گزارش مرد۸۸ به نقل از جهان، بررسی رویکرد و رفتار‌ چهره‌هایی مانند عبدالکریم سروش، اکبر گنجی، محسن کدیور، عطاءالله مهاجرانی و .... در طول سالیان اخیر و مقایسه آن با سال‌های نخستین دهه 60، می‌تواند حاوی نکات عبرت‌انگیز و قابل‌تاملی باشد.

چهره‌هایی که در اوج سال‌های یکه‌تازی و حاکمیت اصلاح‌طلبان، در قامت نظریه‌پردازان و میدان‌دارن عرصه منازعات سیاسی مطرح بودند، هر یک با پشت کردن به ملت و کشور خود، به آغوش دشمنان قسم خورده ایران اسلامی غلتیدند.

اما گذر زمان به خوبی پرده از ماهیت بسیاری از مواضع و اظهارات چنین چهره‌هایی که در سال‌هایی نه چندان دور سخن از نظریات بدیع سیاسی در حاکمیت دینی می‌زدند، برداشته است؛ چهره‌هایی مانند سروش، گنجی و ... که در دوران اصلاحات برای خود ادعای نظریه‌پردازی در حوزه‌های دموکراسی، جامعه مدنی، حقوق بشر، آزادی و ... داشتند، امروز به انکار مسلمات دین و شریعت اسلام عزیز و شیعه علوی رسیده‌اند!

منشاء این سیر قهقرایی چنین چهره‌هایی چیست که از مواضع افراطی خود در ابتدای انقلاب به ورطه نظریه‌پردازی‌های مشعشع(!) دوم خرداد می‌رسند و حالا که پا به لب گور دارند، به ورطه هلاکت انکار مسلمات دینی و اعتقادی و اینکه هيچ دليلي بر وحی و نزول قرآن از جالب خدا و یا وجود امام زمان(عج) وجود ندارد!

قطعا منشا بسیاری از مجادلات سیاسی که چنین چهره‌هایی در دورانی مانند اصلاحات سردامدار آن بودند، نه از جنس "سیاست" بلکه از جنس "انحراف در مبانی دینی و اعتقادی" بوده که در دوره‌ای این انحرافات خود را در قامت ضدیت با مبانی جهموری اسلامی و ستون اصلی آن یعنی ولایت فقیه نشان داد و امروز چهره عیان خود در انکار مسلمات اسلام و قرآن و مهدویت.

می‌توان گفت اردوگاه جریان ضدانقلاب در حال برملا کردن اندرون و کنه وجودی خود است که جنگ و تقابل آنان نه با نظام جمهوری اسلامی ایران است بلکه اینان هیچ نسبت و تعلقی با اسلام و مبانی آن ندارند؛ روزی مفلوک بخت‌برگشته‌ای در این اردوگاه ندای انکار وحی بودن قرآن بر‌می‌آورد، روز دیگر آن دیگری وجود امام زمان(عج) را منکر می‌شود، آن یکی فقه شیعی را به مشتی دلار صهیونیستی می‌فروشد، دیگری شمشیر عریان بر عصمت ائمه اطهار می‌کشد، و ...

و در این اردوگاه از دشمنان این نظام و مردم از همه طیف هستند از هنرمند(!) و رجاله‌های سیاسی گرفته تا متفکر حوزوی(!) و آخوند درباری و ... اما همه در یک نقطه اشتراک دارند و آن عدم التزام به اسلام ناب محمدی.

هجمه جدید به مقدسات

در راستای همین واقعیت است که یکی از به اصطلاح هنرمندان اروپایی نشین اپوزیسیون،‌ در روزهای اخیر دهان به توهین به برخی از امامان معصوم(ع) گشوده و اینگونه درصدد فروش آلبوم موسیقی خود برآمده است.

برخی فعالان رسانه ای فتنه هم با انتشار گسترده این ترانه در فضای مجازی، درصدد اشاعه این حرمت شکنی برآمده اند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی: این ها مرتدند

به دنبال این حمله جدید به مقدسات، آیت‌الله صافی گلپایگانی، از مراجع عظام تقلید در پاسخ به استفتائی که در پایگاه اطلاع رسانی وی منتشر شده، جسارت کنندگان به امام هادی(ع) را 'مرتد' خواند.

مدتی است عده ای اجیر شده که عمدتاْ از ضد انقلاب خارج از کشور می باشند، در فضای اینترنت ؛ سایت ها و وبلاگ های خود به راحتی به امام مظلوم شیعیان حضرت امام هادی(ع) اهانت و جسارت می کنند ( طراحی جوک، کاریکاتور، فحاشی، دروغ بستن و ...) حکم این افراد چیست؟ حضرت آیت الله صافی گلپایگانی فرمودند: چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشد مرتدند . والله اعلم
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:7  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

خدمت جدید آمریکا به منافقین

 

خدمت جدید آمریکا به منافقین

 

در حالی اعضای فرقه رجوی آرام آرام خود را آماده وداع با اراضی مردم عراق در استان دیالی می کنند که خانواده سرکردگان آنها به همراه دوستان بعثی سابق آنها هنوز نتوانسته اند از اردوگاه اشرف دل برکنند.
 
به گزارش جهان، مهر به نقل از پایگاه الاستقامه گزارش داد، عدی الخدران فرماندار منطقه الخالص در استان دیالی از وجود خانواده مسعود رجوی سرکرده منافقین و شش نفر از اعضای حزب منحله بعث در اردوگاه اشرف پرده برداشت.

وی افزود: هنگام انتقال گروهی از اعضای گروهک تروریستی منافقین به اردوگاه لیبرتی در بغداد متوجه حضور برخی از اعضای خانواده رجوی و سران بعث منحل شدیم که آنها عملیات انتقال را با مانع روبرو و با آن مخالفت می کردند.

الخدران با اشاره به انتقال گروهی 416 نفره از جمله 350 زن به لیبرتی، حضور خانواده رجوی و رهبران بعثی را به سبب توافق سری با برخی مسئولان سیاسی بغداد دانست.

از سوی دیگر شوان محمد طه عضو کمیته دفاع و امنیت در پارلمان عراق گفت : دولت عراق نباید اجازه انتقال اموال گروهک منافقین را به خارج از کشور بدهد.

وی افزود: این دارایی ها که بیش از 500 میلیون دلار است متعلق به عراقی هاست و گروهک منافقین حق مصادره آنها را ندارد و این گروهک باید از خاک عراق اخراج شود.

طه بیان کرد: دولت کردستان عراق و ائتلاف کردها با حضور این گروهک در عراق مخالفند و اظهارات برخی نمایندگان در دفاع از گروهک منافقین تلاشی بی اساس است.

انتفاض قنبر عضو حزب کنگره ملی عراق به رهبری احمد الچلبی نیز گفت : دولت عراق باید اعضای گروهک تروریستی منافقین را به خاطر جنایاتی که در عراق مرتکب شده اند محاکمه کند.

وی افزود: حزب کنگره ملی بر ضرورت عدم تحویل پولهای موجود در اردوگاه اشرف که بالغ بر 500 میلیون دلار است به منافقین تاکید دارد.

این عضو کنگره ملی عراق بیان کرد: دولت عراق نباید تسلیم فشارها در این باره شود زیرا عراقی ها به این پولها سزاوارتر هستند.

وی ضمن انتقاد شدید از حمایت برخی شخصیتهای سیاسی و پارلمانی از اعضای گروهک منافقین، آن را توهین به خون عراقی هایی دانست که توسط این گروهک ریخته شد.

به گزارش مهر، از سوی دیگر عمر الجبوری از نمایندگان فهرست العراقیه ضمن انتقاد از حمایت برخی از اعضای این فهرست از گروهک منافقین آن را عاملی برای از دست دادن پایگاه مردمی این فهرست درمیان مردم دانست.

وی افزد: ما از گروهک تروریستی که جنایاتی در حق مردم در دوره سابق مرتکب شده است حمایت نمی کنیم، زیرا قانون اساسی عراق بر ضرورت مبارزه با همه اشکال تروریسم تاکید دارد.

الجبوری بیان کرد: حضور اعضای گروهک تروریستی منافقین در اراضی عراق غیرقانونی است و با توجه به جنایاتی که علیه مردم عراق مرتکب شده اند، نمی توان آنها را پناهنده نامید.

وی خاطرنشان کرد: مردم عراق جنایات این گروهک را فراموش نکرده اند و کسانی که با آنها همدردی یا همکاری کرده اند، هرگز نخواهند بخشید.

از سوی دیگر مسئولان آمریکایی اعلام کردند: هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا درباره حذف گروهک منافقین از فهرست گروههای تروریستی دو ماه پس از بسته شدن کامل اردوگاهشان در عراق تصمیم گیری می کند.

شایان ذکر است که اردوگاه اشرف در دوره صدام بنا شد و حدود 3400 عضو منافقین را در خود جای داده بود.این اردوگاه دارای فرودگاه نیز هست و در اواخر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران برای پرواز بالگردها و جنگنده های رژیم بعث در جنگ استفاده می شد. این اردوگاه به علت کثرت درختان و باغات با وجود اینکه در منطقه ای صحرایی واقع است به مروارید صحرا نیز معروف است.

انتقال اعضای گروهک تروریستی منافقین از اردوگاه اشرف در پی افزایش خشم وانزجار مردم دیاله و تاکید ها بر اخراج این تروریستها صورت گرفته است، دولت عراق انتقال این افراد به لیبرتی را اولین گام برای اخراج نهایی آنها از کشور قلمداد و بر عزم خود برای انجام این کار تاکید کرده است.

گروهک تروریستی منافقین علاوه بر اقدامات تروریستی علیه ملت ایران در همکاری با رژیم دیکتاتوری بعث سابق و القاعده جنایتهای فراوانی نیز علیه ملت عراق مرتکب شد.

شخصیتهای سیاسی و تحلیلگران عراقی ضمن تاکید مجدد بر غیر قانونی بودن حضور گروهک منافقین در خاک عراق، خروج آنها از اردوگاه اشرف را آغاز فروپاشی این گروهک دانسته اند.
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 14:13  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

خوابیدن و ‌‌روزنامه‌خوانی ‌برخی نمایندگان/ شاید این آخرین رای‌گیری باشد!

 

خوابیدن و ‌‌روزنامه‌خوانی ‌برخی نمایندگان

/ شاید این آخرین رای‌گیری باشد!

 

جلسه علنی بعد از ظهر نمایندگان مجلس که با حدود 15 دقیقه تاخیر آغاز شد حاشیه‌های نیز به همراه داشت.
 
به گزارش مردم۸۸ به نقل از فارس، جلسه بعد از ظهر امروز نمایندگان مجلس در حالی ساعت 15:15 دقیقه کار خود را شروع کرد که مجلس برای رای‌گیری رسمیت نداشت؛ جلسه بعد از ظهر امروز با حاشیه‌های جالبی هم همراه بود.

نمایندگان مجلس در جلسه بعد از ظهر خیلی دل و دماغ گوش دادن به اظهارات موافقان و مخالفان کلیات لایحه بودجه را نداشتند؛ ظاهرا خستگی "بشین ‌پاشو"ی صبح در تن نمایندگان بود. به طوری که در جلسه بعد از ظهر تعدادی از نمایندگان سر خود را روی میز گذاشته و مشغول استراحت بودند‌ البته تعداد دیگر هم در گوشه و کنار صحن مشغول صحبت با هم و عده‌ای دیگر نیز مشغول خواندن روزنامه و یا چک کردن SMSهایشان بودند.

زمانی که عزیزی به عنوان نماینده دولت قصد داشت نظرش را در خصوص کلیات بودجه ارائه دهد، سخنانش را با قرائت شعر شروع کرد و از آنجایی که نمایندگان مجلس هشتم همیشه از شعرخوانی در صحن استقبال می‌کنند، این بار هم با "به به" گفتن‌ از شعر‌خوانی عزیزی تمجید کردند.

شاید نمایندگان مجلس هشتم که تعداد زیادی از آنها از راهیابی به مجلس نهم باز مانده‌اند، به دلیل طبع شاعرانه که در مجلس هشتم کشف کردند، بخواهند در آینده وقت بیشتری را برای شعرخوانی یا شعر گفتن اختصاص دهند.

‌در جلسه بعد از ظهر امروز مجلس، لابی‌ها و رایزنی‌های نمایندگان با هم ادامه داشت؛ از مهمترین اجتماعات امروز می‌توان به تجمع توکلی، ابطحی، رسایی، زارعی در گوشه‌ای از صحن اشاره کرد.

‌در زمان رای‌گیری برای کلیات لایحه بودجه باهنر، گفت: ما علاقمندیم قبل از رای‌گیری برای کلیات همکاران در صندلی‌های خودشان مستقر شوند.

‌تبلیغ سبحانی‌نیا عضو هیئت رئیسه مجلس برای رای نمایندگان به کلیات بودجه از دیگر حاشیه‌های جلسه علنی امروز بود، وی در زمان رای‌گیری برای کلیات لایحه بودجه با به زبان آوردن کلمه 4 از پشت تریبون خواستار رای دادن نمایندگان به کلیات بودجه شد.

‌‌بعد از رای آوردن کلیات لایحه بودجه تعدادی از نمایندگان خواستار پایان جلسه علنی و بررسی جزئیات بودجه در جلسه بعدی شدند که باهنر در واکنش به این موضوع گفت: ما یک ساعت و نیم دیگر کار می‌کنیم و شیفت شب را به شما امشب تخفیف می‌دهیم.

بلندگوهای روابط عمومی مجلس در اثنای بررسی جزئیات بودجه که نمایندگان باید رای‌گیری آن در صحن حاضر باشند، چندین بار اعلام کرد که مجلس فاقد اکثریت است، نمایندگان به صحن مراجعه کنند.

زمانی که محمدرضا خباز در رابطه با یکی از مواد لایحه بودجه اخطار قانون اساسی داد، نماینده دولت با ارائه توضیحاتی گفت که اخطار آقای خباز وارد نیست البته قاضی‌پور به این مسئله واکنش نشان داد و خطاب به باهنر گفت که شما جای خود را با نماینده دولت عوض کرده‌اید که نماینده دولت می‌گوید اخطار وارد نیست؟

باهنر قبل از آخرین رای گیری در جلسه علنی امروز خطاب به نمایندگان گفت: شاید این آخرین رای گیری ما باشد، در رای‌گیری شرکت کنید تا بعدا پشیمان نشوید.

جلسه علنی امروز مجلس 10 دقیقه زودتر به کار خود پایان داد؛ محمدرضا باهنر در پایان جلسه به نمایندگان وعده داد که اگر فردا صبح زودتر بیایند، جلسه بعد از ظهر زودتر تمام شود.
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 20:5  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

چراخانواده شهیدروشن به‌دیدارهاشمی نرفتند

 

چرا خانواده شهید روشن به‌ دیدار هاشمی نرفتند

 

دیدار رییس مجمع تشخیص مصلحت با جمعی از خانواده شهیدان عرصه علم و فناوری کشور بازتاب‌هایی در فضای رسانه‌ای داشت.
 
به گزارش جهان به نقل از رجا، انتشار خبر و گزارش تصویری دیدار هاشمی رفسنجانی با جمعی از خانوده‌های شهیدان هسته‌ای حکایت از آن داشت که خانواده شهید احمدی روشن به این دیدار نرفتند.

در همین رابطه پدر شهید احمدی روشن گفت: برای حضور در این دیدار از ما دعوت شده بود اما به دلیل مواضع آقای هاشمی در سالیان گذشته، خصوصا بعد از فتنه 88 که به نوعی مخالف با منویات رهبر معظم انقلاب بود، این دعوت را قبول نکرده و به این دیدار نرفتیم.

حاج رحيم احمدي روشن در ادامه با تاکید بر اینکه ولایتمداری شاخص اصلی مصطفی بود، تصریح کرد: خانواده این شهید نیز به تاسی از شهید خود بر این شاخص اصلی تاکید داشته و با تمام توان تلاش می‏کنند تا ولایت‏مداری را در عمل اجرا نمایند.
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:14  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

رسوایی تاریخی کشور مدعی حقوق بشر +عکس و فیلم

 

وقتی آمریکا شهروندانش را زنده زنده در آتش سوزاند؛

رسوایی تاریخی کشور مدعی حقوق بشر

+عکس و فیلم

 

 

قتل عام واکو یکی از بحث برانگیزترین وقایع تاریخ ایالات متحده است که برخی معتقدند لکه ننگی در تاریخ حقوق بشر آمریکا محسوب می شود. این واقعه که با محاصره ای 50 روزه همراه بود، سرانجام با یک آتش سوزی خاتمه یافت که 76 نفر از جمله 20 کودک و دو خانم باردار در جریان آن کشته شدند.
 
به گزارش جهان به نقل از مشرق، واقعه واکو یکی از بحث برانگیزترین وقایع تاریخ ایالات متحده است که برخی معتقدند لکه ننگی در تاریخ حقوق بشر آمریکا محسوب می شود.

شاخه داویدیان یکی از شاخه‌های دین مسیحی و منشعب از کلیسای ادونتیست است. این شاخه در سال ۱۸۳۰ در آمریکا توسط فردی بنام ویلیام میلر که کشاورزی انگلیسی بود، پایه‌گذاری شد؛ او تحصيلات رسمى نداشت، اما كليه نوشته‌هايى كه به آنها دسترسى داشته را خوانده ‌بود و با مطالعات مشتاقانه ‏اى كه روى كتاب مقدس به ويژه كتاب دانيال و مكاشفه انجام داده بود به بازگشت حتمى مسيح قانع شده بود. ويليام ميلر، بازگشت مسيح را طبق فرازهايى از كتاب مقدس مانند رساله دوم پطروس و دانيال، سال 1843 ميلادي پيش ‏بينى كرد و در سال 1841 ميلادي اين نظريه خود را منتشر كرد.

شاخه داویديان تا سال ۱۹۵۵ همچنان بعنوان یک شاخه ادونتیست شناخته می‌شد. شاخه داوودیه هم به ظهور منجی باور دارد و برای آن تاریخ ۱۸۴۳ را نیز تعیین کرد كه با محقق نشدن اين پيش ­بيني، این شاخه کم‌کم به فرق گوناگونی تقسیم گردید. ادونتیست‌های تبشیری، کلیسای مسیحی ادونت، کلیسای خدا و عیسی مسیح از مهمترین فرق منشعب از شاخه داوودیه‌ است. ورنن وین هوول رهبر شاخه داویدیان که بعدها نام خود را به دیوید کورش (David Koresh) تغییر داد، از مهمترین رهبران این شاخه ‌است.


دیوید کورش، رهبر شاخه داویدیان

شاخه داویدیان

شاخه داویدیان یک شاخه پروتستان است که در سال 1955 توسط گروهی از اعضای این شاخه که جدا شده بودند، تاسیس شد. با پیوستن اعضای بیشتری به این گروه، رهبر گروه کلیسا را به تپه ه­ای چند مایل دورتر منتقل کرد و نام آن محل را مونت کارمل نهاد.


تصاویر سایت مونت کارمل

چند سال بعد، این گروه دوباره نقل مکان کرد و این بار به محل بزرگتری در شرق شهر منتقل شد. در سال 1959 فلورنس هاتف (همسر ویکتور هاتف) اعلام کرد که مسیح برای بار دوم ظهور خواهد کرد و از اعضای گروه خواست در آنجا جمع شوند و منتظر ظهور ناجی باشند. بسیاری از آنها شروع به ساخت خانه کردند، برخی در چادرها و برخی دیگر در اتوبوس­ها ساکن شدند و اغلب آنها مایملک خود را فروختند. با عدم تحقق ظهور ناجی کنترل مونت کارمل به بنجامین رودن سپرده شد و با مرگ وی به همسرش لوییس رسید. لوییس پسرش جرج را برای مقام رهبری مناسب نمی­دانست و از این رو ورنون هاول، که بعدها به دیوید کورش مشهور شد، را جانشین خود معرفی کرد. در سال 1984 جلسه­ ای برگزار شد که در نهایت منجر به انشعاب گروه شد. دو گروه تشکیل شدند که گروه اول به رهبری ورنون هاول خود را شاخه داویدیان معرفی کردند و رهبری گروه دوم را نیز جرج رودن سپرده شد. بعد از این جدایی جرج رودن، هاول و پیروانش را از مونت کارمل بیرون کرد و آنها به ایالت تگزاس رفتند.

پس از مرگ لوییس و تصدیق صحت وصیتنامه وی در ژانویه 1987، هاول اقدام به بازپس ­گیری کنترل مونت کارمل کرد. برای تحقق این هدف هاول به پلیس مراجعه کرد و ادعا کرد رودن به علت سواستفاده از اجساد گناهکار است. تا 31 اکتبر 1987 ماموران دولتی از پیگیری اتهامات بدون وجود مدرک امتناع کردند. در نهایت 3 نوامبر 1987 هاول و 7 تن از همراهانش به صورت مسلح به مونت کارمل حمله کردند تا از اجساد موجود در آنجا عکسبرداری کنند. جرج رودن به آنها تذکر داد که از آنجا بیرون بروند و برای این کار از اسلحه یوزی استفاده کرد. دپارتمان پلیس پس از 20 دقیقه مداخله کرد. کلانتر با هاول تماس تلفنی برقرار کرد و از او خواست به درگیری خاتمه دهد.

در 21 مارس 1988 جرج رودن به دلیل اظهارات تهدیدآمیزش در دادگاه مبنی بر آلوده کردن اعضای دادگاه تگزاس به ویروس ایدز در صورت صدور رای به نفع هاول، بازداشت شد. فردای آنروز پری جونز، هاول و برخی پیروانش به مونت کارمل نقل مکان کردند.

چرا به مونت کارمل حمله شد؟

جف لیتل و وین مارتین، دو تن از اعضای شاخه داویدیان بودند که با رایانه­ های موجود در سایت مونت کارمل به بررسی ATF و فعالیت­ها آن می ­پرداختند. به نظر می­رسد آنها به اطلاعاتی محرمانه دست یافته بودند که ATF را نگران کرده و آنها را مجاب کرده بود که برای جلوگیری از انتشار این اطلاعات به مونت کارمل حمله کنند.
موضوع از این قرار است که در آوریل 1991، کشتی­ های نیروی دریایی در حالی در ساحل پهلو گرفتند که بار آنها هلیکوپترهایی مملو از سلاح بود. این سلاح­ ها که از سربازان عراقی گرفته شده بودند، به صورت غیرقانونی و به گونه ­ای وارد شده بودند که قابل ردگیری نبودند. سپس هلیکوپترها به اوکلاهاما فرستاده شدند، تا در آنجا در بین تبهکاران خیابانی این منطقه توزیع شوند. همانطور که اشاره شد، این سلاح­ها قابل ردیابی نبودند و این تبهکاران که با ای تی اف داد و ستدهای پنهانی داشتند، به راحتی می­ توانستند از این سلاح ­ها استفاده کنند. به نظر می ­رسد که جف و وین به این اطلاعات دست یافته بودند و قصد داشتند آن را منتشر کنند.

کورش و پیروانش به انبار کردن اسلحه های غیرمجاز متهم شده بودند. مقامات با بررسی این اتهامات تصمیم به گرفتن حکم تفتیش کمپ گرفتند. مارک برالت، یکی از اعضای پیشین شاخه داویدیان ادعا کرده بود که کورش با ترکیب اجزای دو سلاح ام-16 و آی آر-15 نوعی تیربار درست کرده است. بر اساس اظهارات دیوید آگویلیرا، مامور اداره نظارت بر الكل، دخانيات، سلاحهاي گرم و مواد منفجره در 25 فوریه 1993 در پیشگاه دنیس گرین، رئیس دادگاه رسیدگی کننده به پرونده شاخه داویدیان، اعضای این شاخه سلاح­ های متعددی را به صورت قانونی از فروشندگان قانونی خریداری کرده بودند. با اینکه هیچکدام از این سلاح ­ها نه غیرقانونی بودند و نه از مراجع غیرقانونی خریداری شده بودند، آگویلیرا در برابر قاضی اظهار کرد که بنا به تجربه شخصی وی، خریدهای اینچنینی با هدف ساخت سلاح­های غیرقانونی شکل گرفته است.

اف بی آی ادعا می­کرد که افراد داخل مونت کارمل توسط دیوید کورش زندانی شده بودند و وی به آنها اجازه خروج از کمپ را نمی­داد. اما شیلا مارتین یکی از بازماندگان شاخه داویدیان زندگی در مونت کارمل و دیوید کورش را این گونه تشریح می­کند: "کورش می­ دانست حق با اوست و در راه عقیده­ اش مبارزه کرد. وی هیچگاه ادعا نکرد مسیح است. همه ما همچون دوران مسیح با برادران و خواهران دینی خود در کنار هم زندگی می­کردیم. ما از وی پیروی می­کردیم، زیرا وی در تدریس کتاب مقدس بی­ همتا بود و چشم ما را به روی جهان می­ گشود. وی فردی بسیار مطلع بود و تمامی استدلالاتش بر پایه برهان­ های عقلی و منطقی بیان می ­شدند. او نیز همچون ما زندگی عادی داشت. بر خلاف مطالب عنوان شده تنها یک همسر داشت و صاحب یک فرزند بود. او نیز همچون دیگر افراد به کارهای روزمره می ­پرداخت، گیتار می­نواخت، کار می­کرد و با دیگران ارتباط برقرار می­ کرد.

 


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 15:9  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

حضور رهبر معظم انقلاب در شرکت داروپخش برای تجلیل از تولید ملی؛

 

حضور رهبر معظم انقلاب در شرکت داروپخش برای تجلیل از تولید ملی؛

مبارزه درست با اخلال‎اقتصادی راه تقویت‎تولیدملی

/ دریافت تسهيلات بانكي و استفاده درجايي ديگر مصداق خيانت است
 
 

رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز يكشنبه از كارخانجات توليدي "داروپخش" بازديد كردند.

به گزارش رجانيوز، در سال تولید ملی و در آستانه روز كارگر، حضرت آيت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (يكشنبه) با حضور در كارخانجات توليدی داروپخش، از نزديك در جريان آخرين دستاوردهای توليد دارو در كشور قرار گرفتند و با كارگران نمونه سراسر كشور و جمعی از كارگران واحدهای صنعتی و توليدی ديدار كردند.

رهبر انقلاب اسلامي همچنين با حضور در جمع كارگران نمونه سراسر كشور و جمعي از كارگران واحدهاي صنعتي توليدي، با تبريك هفته كارگر به كارگران عزيز و آحاد ملت بزرگ ايران، علت حضور امروز خود در جمع كارگران را تشكر و اداي احترام به كار و كارگر ايراني خواندند و افزودند: بوسه نبي مكرم اسلام بر دستان يك كارگر، درسي ارزشمند براي همه و نماد ارزش گذاري كار و نيروي كار در اسلام است.

ايشان كار به معناي وسيع كلمه، از جمله كار يدي، جسمي، فكري، علمي و مديريتي را محور حيات، حركت و پيشرفت مستمر هر جامعه برشمردند و با اشاره به سوءاستفاده حكومت هاي سوسياليستي و سرمايه داري از كارگران افزودند: اسلام بر خلاف اين مكاتب، با كارگر صادق است و در منطقي مستحكم، كار را ارزش و ارزش آفرين مي داند.

حضرت آيت الله خامنه اي با تأكيد بر ضرورت تجلي هرچه بيشتر منطق و مباني فكري اسلام در برنامه ريزي ها و اقدامات مربوط به كار و جامعه كارگري، سرمايه و نيروي كار را دو بال توليد ملي براي حركت و پيشرفت خواندند و افزودند: بايد به كار ايراني و سرمايه ايراني احترام گذاشت تا توليد ملي به معناي حقيقي كلمه، امكان پذير شود.

ايشان با اشاره به تذكرات مستمر خود در چند سال اخير درباره تمركز توطئه هاي دشمن بر مسائل اقتصادي افزودند: نشانه هاي اين توطئه بزرگ در شرايط كنوني هر روز بيشتر آشكار مي شود اما ملت ايران با همان عزم راسخي كه موانع ديگر را از سر راه برداشت، انشاءالله اين مانع را هم از سر راه بر مي دارد.

رهبر انقلاب اسلامي، غلبه بر توطئه اقتصادي دشمن را نيازمند همت كارگران، سرمايه داران، مديران بخش هاي دولتي و خصوصي خواندند و خاطرنشان كردند: آحاد مردم نيز با مصرف توليد داخلي، عزم خود را براي مقابله با دشمن آشكار كنند.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به توجه دولت به مسئله توليد ملي تأكيد كردند:‌ در اين زمينه بايد كارهاي اساسي بشود ضمن اينكه قوام و استحكام اقتصاد كشور نيازمند تلاش بي وقفه قواي مجريه، مقننه و قضاييه است.

ايشان مراقبت و حمايت از جريان سالم اقتصاد، كار، توليد و سرمايه گذاري را از جمله وظايف قواي سه گانه دانستند و در تشريح اقدامات لازم در زمينه تقويت توليد ملي و حمايت از كار ايراني و سرمايه ايراني افزودند: تقويت مهارتها، توانمندسازي نيروي كار، نگرش هاي درست مديريتي و ايجاد احساس امنيت هم براي كارگران و هم براي سرمايه گذاران بايد در دستور كار قرار گيرد.

رهبر انقلاب اسلامي مواجهه و مبارزه درست با اخلال اقتصادي را براي تقويت توليد ملي، ضروري برشمردند و افزودند: قاچاق و سوءاستفاده از سرمايه هاي مالي و ذخاير متعلق به مردم در بانك ها از جمله مصاديق اخلال اقتصادي است.

ايشان در تشريح بيشتر سوءاستفاده از سرمايه هاي ملي و ذخاير ملت افزودند: اقدام كساني كه با يك عنوان و براي كاري خاص، تسهيلات كلان بانكي مي گيرند اما در جايي ديگر از اين تسهيلات استفاده مي كنند، مصداق خيانت و دزدي از كيسه ملت است و بايد با اين افراد برخورد شود.

حضرت آيت الله خامنه اي با تشكر از تلاش ها و كارهاي برجسته اي كه در زمينه توليد داخلي انجام شده است، ايجاد وضعيت رقابتي، ارتقاي كيفيت و كاهش قيمت تمام شده توليدات داخلي را از ديگر الزامات تقويت توليد ملي دانستند و افزودند: دولت در اين زمينه به واحدهاي توليدي كمك كند.

رهبر انقلاب اسلامي، سياست گذاري توليد محور، فرهنگ سازي براي مصرف توليد داخلي، و نوسازي و ابتكار در ماشين آلات، محصولات و مديريت ها را از ديگر ضروريات حمايت از توليد ملي خواندند و در پايان سخنانشان تأكيد كردند: قواي سه گانه، دستگاه هاي مختلف دولتي، بخش خصوصي، فرهنگ سازان جامعه، تبليغات صدا و سيما همه و همه در خدمت توليد ملي قرار گيرند تا به فضل الهي ضربه سختي به دشمنان خونخوار ملت وارد آيد.

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي همچنين پيش از حضور در جمع كارگران، با تعدادي از خانواده هاي شهداي جامعه كارگري كشور ديدار و آنان را مورد تفقد قرار دادند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در پايان مراسم امروز، از نمايشگاه محصولات دارويي ساخت داخل بويژه داروهاي با فناوريهاي بالا و همچنين محصولات دارويي صادراتي بازديد كردند.

رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به محل شركت كارخانجات داروپخش، در محل يادمان شهدای كارگر حضور يافتند و با قرائت فاتحه، برای آنان علو درجات مسئلت كردند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌ای سپس در سالن استريل توليد داروهای تزريقی و قطره حضور يافتند و با مراحل مختلف توليد، كنترل و بسته بندی اين داروها آشنا شدند.
بخش توليد، كنترل و بسته بندی داروهای تزريقی و قطره های استريل چشمی و بينی شركت توليدی داروپخش در مدت يكسال و به دست متخصصان داخلی طراحی، ساخته و تجهيز شده است.
از جمله داروهای توليدی در اين بخش، داروی هورمون رشد است كه مراحل توليد آن بسيار پيچيده است و فقط در انحصار چند كشور معدود است.
امروز همزمان با بازديد رهبر انقلاب اسلامی از كارخانجات توليدی داروپخش، اولين داروی تزريقی اين مجموعه با نام تجاری انوكساپارين 6000، توليد و روانه بازار شد.
در اين ديدار همچنين وزاری بهداشت، درمان و آموزش پزشكی و تعاون، كار و رفاه اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت گزارشی از اهم فعاليتها ارائه كردند.
خانم دكتر وحيد دستجردی وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكی با اشاره به دستاوردهای كارخانه های توليد دارو با وجود تحريم ها گفت: تحريم ها به عنوان يك فرصت موجب شده است كه متخصصان داخلی با عزم جدی در توليد دارو بويژه داروهای با فناوريهای پيشرفته گام بردارند و جمهوری اسلامی ايران به كشور اول در منطقه، در توليد دارو تبديل شده است.
وی افزود: هم اكنون در كشور 100 كارخانه توليد دارو وجود دارد كه 14 كارخانه مربوط به شركتهای بيولوژيك است. توليد داروهايی كه انحصار آنها در اختيار اروپا و امريكا بود و سرمايه گذاری بر توليد داروهای گياهی و داروهای با فناوری نانو و بيوتكنولوژی بخش ديگری از گزارش وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكی بود.
آقای شيخ الاسلامی وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعی در اين ديدار با اشاره به توليد 800 قلم محصول و مواد اوليه دارويی در شركت كارخانجات داروپخش گفت: اين كارخانجات 40 درصد محصولات دارويی كشور را تأمين می كند و محصولات آن به بيش از 50 كشور صادر می شود.
وی تأكيد كرد قرار است در سالجاری كه سال توليد ملی نامگذاری شده 7 محصول دارويی با فناوری پيشرفته برای درمان سرطان و MS به بازار عرضه شود.
آقای غضنفری وزير صنعت، معدن و تجارت نيز در سخنانی با اشاره به نامگذاری امسال به عنوان سال توليد ملی، حمايت از كار و سرمايه ايرانی گفت: اتمام 18 هزار طرح نيمه تمام، سرمايه گذاری بر طرحهای اولويت دار، جلوگيری از واردات بی رويه، توسعه صادرات، بهبود فضای كسب و كار، سرمايه گذاری بر فناوری های نوين و بهبود بهره وری از جمله برنامه های اين وزارتخانه در سالجاری است.
در ادامه دكتر نقدی مديرعامل شركت كارخانجات داروپخش گزارشی از توليد داروهای مختلف در اين شركت و برنامه های آينده آن از جمله توليد ماده اولين انسولين در داخل ارائه كرد.
 
ايشان با اشاره به تذكرات مستمر خود در چند سال اخير درباره تمركز توطئه هاي دشمن بر مسائل اقتصادي افزودند: نشانه هاي اين توطئه بزرگ در شرايط كنوني هر روز بيشتر آشكار مي شود اما ملت ايران با همان عزم راسخي كه موانع ديگر را از سر راه برداشت، انشاءالله اين مانع را هم از سر راه بر مي دارد.
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 13:9  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

پاسخ الهام به تخریب‌ها و سوء برداشت‌ها در قبال یک مصاحبه

 

پاسخ الهام به تخریب‌ها

و سوء برداشت‌ها در قبال یک مصاحبه
 
 
 

دکتر غلامحسین الهام عضو سابق حقوقدان شورای نگهبان هفته گذشته در مصاحبه با رجانیوز به تحلیل جامعه شناختی و سیاسی انتخابات 12 اسفند به‌طور تفصیلی پرداخت. در پایان این گفت‌وگو، مصاحبه کننده در مورد منطق انتصاب یا ابقای برخی از افراد در دور جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام سوال پرسید، که الهام نیز در پاسخ نظر خود را عنوان کرد. سوال خبرنگار و پاسخ دکتر الهام به شرح زیر بود:

در حکم اخیر مقام معظم رهبری در مورد اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، ابقا یا انتصاب برخی از افراد را می‌بینیم. چگونه است که در مجمع به آنان اعتماد می‌شود، ولی در لیست جبهه پایداری نیستند؟ آیا به دلیل جایگاه‌های متفاوت است؟ نظر شما چیست؟

به نظرم مقام معظم رهبری می‌خواهند از همه چهره‌های سیاسی موجود جامعه، به‌خصوص افرادی که احتمال می‌رود به مجلس نتوانند ورود کنند، استفاده کنند. بیکاری برای سیستم، مزاحمت ایجاد می‌کند. در مجمع تشخیص مصلحت، انتصاب خود افرادش هم یک جور مصلحت است. هم مصلحت است و هم باید از اطلاعات آنها در یک جائی در نظام استفاده شود که می‌شود. تثبیت آقای هاشمی را هم رهبری بر تغییر وی ارجح می‌بینند، ولی معلوم است که مجمع کارآیی خود را از دست داده است. شاید این طور تلقی شود که این عدم کارآیی به دلیل نسبت مجمع با دولت و رفتارهای تند و کینه‌ورزانه آن با دولت است و دولت که عوض شود، این کارآیی‌ها برمی‌گردد و رفتارها تغییر می‌کنند.

این پاسخ با تحریف آن در یکی از سایت‌های خبری و شانتاژ گسترده‌ای که یکی از خبرگزاری‌ها در قبال آن داشت، موجی از تحریب‌ها، توهین‌ها و سوء برداشت‌ها را به‌دنبال داشت. دکتر الهام در واکنش به این فضاسازی‌ها و تحریف‌ها که به‌دور از اخلاق صورت گرفت و بعضاً موجب سوء ظن‌ها و سوء برداشت‌هایی در میان نیروهای انقلابی نیز شد، جوابیه‌ی تفصیلی منتشر کرد که نسخه‌ای از آن در اختیار رجانیوز قرار گرفت. این جوابیه در اختیار رسانه‌های تحریف کننده و تخریب کننده نیز قرار گرفته و منتشر کردن یا نکردن آن، می‌تواند عیاری برای سنجش میزان صداقت مدعیان باشد.

مصاحبه‌اي در چند سطر كه براي مخاطب كاملاً قابل درك و فهم بود و البته مسئوليت آن با گوينده، با تحريفي حساب‌شده، موجي از تخريب ساخت. اگرچه مضار متعدد داشت ولي حسن بزرگ آن بسيار ارزشمند بود و آن تفاوت نگاه و جايگاه رهبري را با مدعيان تبعيت نشان داد، كه فاصله رهبري و اين مدعيان از زمين تا آسمان است. اگرچه تلاش دارم از دامن زدن به چالش‌ها بپرهيزم و آن را بسيار ناخوشايند مي‌دانم ولي توضيحات زير را در رفع امواج تحريف و تخريب كه خواص را نيز دربرگرفته است ناگزير ضروري دانستم:

1. از ابتداي بازنگري در ساختار مجمع كه اواخر سال 1375 آغاز شد، به نظر اينجانب تدبير مقام معظم رهبري در چينش اعضاي آن كارسازترين و دقيق‌ترين اقدام در استفاده از همه‌ی ظرفيت‌هاي فكري ـ سياسي در تأمين مصالح نظام و منافع ملي بود. انتصاب اشخاص از طيف‌ها و گرايش‌هاي متفاوت و مختلف و در برخي جهات رقيب در يك مجموعه، مي‌توانست يك اتاق فكر و عقل متصل براي نظام اسلامي باشد. چالش‌هاي سياسي متن جامعه را به برنامه‌ريزي و اتخاذ تدبير در يك جمع كارشناسانه تبديل نمايد. تمايز رياست مجمع از رياست قوه‌ی مجريه كه به‌طور متعارف تا آن تاريخ رياست مجمع با رئيس‌جمهور بود، در عين حال كه طبيعتاً شايد موجب دلخوري رؤساي جمهور باشد، ولي كنترل‌كننده‌ی مناسبي هم براي قوه‌ی مجريه مي‌توانست باشد (با توجه به تجربه‌ی رياست مشترك جمهوري و مجمع در دوره‌ی آقاي هاشمي).
اينجانب در آن سال‌ها هم در مناظره با برخي اساتيد و هم در گفت‌وگوي دانشجويي در فضاي تند دوم خرداد كه به جد از مجمع و يا رياست مجمع به خاطر استقلال آن از قوه‌ی مجريه، انتقاد مي‌كردند، هم از اين تمايز دفاع كرده‌ام و هم اجتماع گرايش‌هاي مختلف و رجال سياسي با نگرش‌هاي متفاوت را تدبير بسيار ارزشمندي براي افزايش ظرفيت نظام و جلوگيري از چالش‌هاي خسته‌كننده رجال سياسي در جامعه دانسته‌ام و هنوز هم بر اين باور هستم.
2. اينكه آيا منصوبين مقام معظم رهبري در چنين مجامعي توانسته‌اند از اين فرصت به نفع نظام و منافع كشور و كاهش چالش‌هاي بيروني استفاده كنند بحث ديگري است و اعتبار و ارزش چنين تدبيري را تقليل نمي‌دهد، بلكه مسئوليت سنگيني است كه اعضاي چنين مجامعي بايد در پيشگاه خداوند متعال، امام و رهبري و ملت پاسخگوي آن باشند.
3. به باور اينجانب هيچگاه منصوبين مستقيم رهبري در هر بخشي از نظام نمي‌توانند مدعي باشند كه تبلور و عصاره انديشه و خواست رهبري هستند، و كار آنان مصون از هر نوع نقد است يا نقد آنان نقد رهبري است!
بارها رهبر معظم انقلاب، بر اين امر تأكيد فرموده‌اند كه اگر افرادي را براي سمت‌هايي منصوب مي‌كنند، به هيچ وجه معناي آن اين نيست كه هيچ كس حق نقد كاركرد و انتقاد از آنان را ندارد. ايشان بارها، مطالبات خود را از اين دستگاه‌ها ابراز و ضمن هدايت مجموعه به حركت اصولي و صحيح، از برخي كاركردهاي همين افراد و نهادها انتقاد كرده‌اند و اين نسبت به همه‌ی نهادها، قوا و اركان نظام صادق بوده است؛ كما اينكه رهبري با دولت‌ها، حتي نقد و ايراد گفتماني داشته‌اند. چنانكه با مبناي عدالت، هم دولت سازندگي و هم دولت اصلاحات را نقد گفتماني و در عين حال حمايت اجرايي فرموده‌اند، و بارها از مطالبات رهبري از مسئولين و اركان حكومت سخن گفته‌اند. در اين ميان مجمع تشخيص برآيند همه‌ی نيروها و نحله‌هاي سياسي بوده است؛ چنانكه ملاحظه شده كه برخي افرادي كه متأسفانه مواضع آنان، به ايستادگي در مقابل نظام انجاميد و فتنه 88 را رقم زد تا تغيير اخير، همچنان عضو اين مجمع بوده‌اند. واضح است كه مواضع رهبري با ديدگاه‌ها و مواضع برخي از اين اعضا كاملاً متفاوت است.
4. تركيب مجمع تشخيص با اين ظرفيت مبيّن شرح صدر و سعه نگرش، تحمّل، دورانديشي و مصلحت‌گرايي مبتني بر ارزش‌هاي اسلامي و رفتاري در تراز نظام «امامت» است، و اين را بايد به عنوان يك الگوي ممتاز آزادانديشي و هم‌افزايي در نظام تلقي كرد. كارآيي اين تركيب (مِن حيث تركيب)، تمايزات فكري و تفاوت‌هاي گفتماني بين اجزا را منتفي نمي‌كند. آيا كسي تضمين مي‌دهد كه اگر هر يك از اعضاي مجمع، نامزد برخي مصادر امور از جمله از طريق انتخابات باشند علي‌الاطلاق صلاحيت آنان تأييد شود؟
اين حد «پلوراليسم» در كشور ما وجود دارد و اتفاقاً گاهي نقطه‌ی قوت است. اين امر «تسليم» نيست بلكه دقيقاً «تدبير» است. چنين تدبيري هم جلب منفعت است و هم دفع مفسده. اگر شخصي در «جمع» منافع محتمل داشته باشد و در خارج «جمع» ضرر قطعي، و حتي محتمل، آيا حفظ او و جذب حداكثري در نظام از موضع اقتدار، اقدامي عالمانه و مدبرانه و مبتني بر مصلحت نيست؟ اين رويكرد، مباني و مصالح و مناط قابل درك و فهم دارد. تصميمات رهبر معظم انقلاب بي‌ترديد حرف نهايي و واجب‌الاتباع است؛ ولي فهم منطق و مباني و تبيين آن متناسب با درك و فهم افراد ميسر است.
ضرورتي ندارد كه ما تعبّدي به همه‌ی دستورات نگاه كنيم؛ بلكه با تعقل، مباني و فلسفه‌ی قابل ادراك، آن را مي‌توانيم تحليل كنيم. ممكن است افرادي مواضع غلط، نادرست و مغاير با مصالح و اصول نظام داشته باشند ولي استفاده از آنان همچنان بر دفع آنان مرجّح باشد. مگر پيامبر اسلام (صلي‌الله عليه و آله و سلم) بر كاركرد همه‌ی كارگزاران و نماينده‌ی حضرتش صحّه گذاشته‌اند؟ آيا نبوده است در مواردي كه خود را مبرّي از رفتار برخي از آنان اعلام فرموده‌اند و براي جبران برخي اقدامات آنان اقدامات خاص مبذول فرموده‌اند؟
وجود آقاي هاشمي در مجمع با مواضع ايشان در انتخابات 88، فتنه‌ی بعد از آن، نماز جمعه، عاشوراي 88 و... چگونه قابل جمع است؟ آيا اين انتصاب با تأييد اين مواضع ملازمه دارد؟ بديهي است كه چنين نيست. آيا نمي‌توان اين مواضع را مغاير با اصول دانست و در عين حال مصالح بسياري را در استفاده از ايشان در مجمع قبول كرد؟ اگر اين دو را قابل جمع بدانيم و بگوييم فاصله از نظام اجرايي و مسئوليت حكومتي، مزاحمت‌هايي دارد كه با احساس مسئوليت و نقش‌آفريني در مديريت كاهش مي‌يابد و يا انشاءالله دفع مي‌شود، به خطا رفته‌ايم؟
به خطبه‌ی 29 خرداد 1388 بازگرديم كه رهبر معظم انقلاب فرمودند برخي نظرات بنده با آقاي احمدي‌نژاد نزديك‌تر است تا آقاي هاشمي! تدبيري را كه مي‌توان تحليل كرد، چرا نبايد تبيين كرد. البته بديهي است كه هركس بر مبناي فهم خود و باور ذهني خود مسائلي را مي‌فهمد و بيان مي‌كند، كدام اصل و ضروري دين در اين تبيين تضييع شده است؟ چرا برخي اصرار دارند با تحريف كلام از موضع خود، يك قضيه موجبه جزئيه را به كل افراد و بلكه يك نهاد تسرّي بدهند و متعاقب آن با برداشت‌هاي خود حكم صادر كنند؟
5. اينجانب در اواخر سال گذشته و در همان روز اعلام تمديد عضويت و تعيين اعضاي جديد مجمع در برابر پرسشي در مورد ارزيابي از تثبيت و تغيير افراد قرار گرفته و تحليل خود را از اقدام مدبرانه رهبري ابراز داشته‌ام و چند گزاره مختصر بيان كرده‌ام:
1ـ رهبري از ظرفيت‌هاي سياسي در جامعه استفاده‌ی حداكثري فرموده‌اند تا در تعيين مصالح نظام مداخله داشته باشند. (جذب حداكثري)
2ـ در مورد آناني كه ممكن است با عدم ورود به مجلس، در اين نهاد از آنان استفاده نشود در مجمع از اطلاعات و تجارب آنان بهره‌برداري شود (در مقابل پرسشي كه اين انتصاب مبتني بر تدبير را در خدمت تبليغات انتخاباتي با استفاده از رهبري قرار داده است، كه نه قانوني است و نه مصلحت).
3ـ مصلحت‌انديشي يكي از پايه‌هاي گزينش افراد است.
4ـ به نحو موردي، انفصال و جدايي برخي اشخاص از مسئوليت‌هاي اجرايي (بيكاري) مشكل‌آفرين و براي نظام مزاحمت‌ساز است.
5ـ كاركرد مجمع در گذشته به ويژه به علت رفتارهاي ناصواب با دولت موجب از دست دادن كارآيي آن شده است. اميد است اين كارآيي با تغيير دولت برگردد. از اين گزاره‌ها چگونه استفاده مي‌شود كه اينجانب گفته باشم مجمع جاي بيكاران سياسي! است؟ و از كدام گزاره «اصل مجمع» و جايگاه حقوقي آن در نظام نفي شده است؟ آيا نقد كاركرد مجمع خلاف اصول است؟ مگر نمايندگان مجلس سوم در نامه‌اي به حضرت امام (ره) اولين مجمع تشخيص را كه متشكل از سران قوا بود مورد انتقاد قرار ندادند و حضرت امام (ره) ضمن تأييد برخي اشكالات نسبت به اصلاح آيين‌نامه و اصلاح وظايف آن اقدام نفرمودند؟
مگر مجمع تشخيص از بعد از اصلاح در قانون اساسي، در همه‌ی تصميمات و رفتارها غيرقابل انتقاده بوده است؟ مگر هدايت‌هاي مكرّر رهبري نسبت به اين نهاد و مراكز مشابه آن، به ويژه اصلاحات اخيرشان در تركيب مجمع و هم بيانات ايشان در شيوه‌ی عمل مجمع، بيانگر برخي اشكالات در عرصه‌ی عمل نيست؟ نقد كاركرد مجمع بر اساس جايگاه حقوقي حقي مورد قبول نظام است و البته پرداختن به آن فرصت و موقعيت ديگري مي‌طلبد. كما اينكه دولت و مجلس، همه نهادها پيوسته در محك نقد گروه‌هاي مختلف قرار داشته و دارند؛ چنانكه رئيس‌جمهور كه هم منتخب ملت و هم منصوب رهبر است و به اين شدت در معرض نقد تا تهاجم است.
6. اين اظهارات، با تعابير «سخيف»، «جهالت»، «بي‌تقوايي» و... توصيف شد! به كساني كه با اتكا به اخبار استنباطي، جهت‌دار و كاملاً سياسي و مخرّب با رويكردهاي كاملاً گروهي و سياسي به اتهام به ديگران مي‌پردازند فقط دو نكته را يادآوري مي‌كنم:
1ـ خداي متعال را شاكرم كه جامعه‌ی ما بويژه نسل جوان، شناخت‌شان از ولايت فقيه از تحليل‌ها و حمايت شما سرچشمه نمي‌گيرد؛ بلكه از دريافت مستقيم از وليّ امر، و مشاهده‌ی شرح صدر، تدبير و وسعت نگرش امام سرچشمه مي‌گيرد. نسل قديمي‌تر با رفتار و سيره‌ی امام (ره) و مقام معظم رهبري معناي ولايت را وجدان كرده‌اند و نسل جديدتر با سيره‌ی مقام معظم رهبري معناي ولايت را درك كرده‌اند و در اعماق جانشان و عمق باورشان نشسته است.
2ـ از آن جهت كه به خاطر انتقاد به «يك شخص خاص» عنان از دست داده و به تفسيق و تهمت پرداخته‌اند و در عين حال ادعاي ولايت دارند بدانند:
«ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِهِ» (احزاب/4).
 
وجود آقاي هاشمي در مجمع با مواضع ايشان در انتخابات 88، فتنه‌ی بعد از آن، نماز جمعه، عاشوراي 88 و... چگونه قابل جمع است؟ آيا اين انتصاب با تأييد اين مواضع ملازمه دارد؟ بديهي است كه چنين نيست. آيا نمي‌توان اين مواضع را مغاير با اصول دانست و در عين حال مصالح بسياري را در استفاده از ايشان در مجمع قبول كرد؟ اگر اين دو را قابل جمع بدانيم و بگوييم فاصله از نظام اجرايي و مسئوليت حكومتي، مزاحمت‌هايي دارد كه با احساس مسئوليت و نقش‌آفريني در مديريت كاهش مي‌يابد و يا انشاءالله دفع مي‌شود، به خطا رفته‌ايم؟

 
مطالب مرتبط:
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران

 
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 6:53  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

طنز/مهدی و حسین (پت و مت ) رکب خوردند

 

طنز/

مهدی و حسین(پت و مت )رکب خوردند

 

مهدی، ممد رفته رای داده بیا ما هم یک چادری چیزی سرمون کنیم بریم رای

بدیم صدیقه این شناسناممو کجا گذاشتی

 

 


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 14:24  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/خون تازه و تميز در رگ‌های سینمای سیاسی ایران

 

تکرار/

خون تازه و تميز در رگ‌های سینمای سیاسی ایران
 

آرش فهیم: هر مقطعی از تاریخ سینمای ایران، با داشتن فراز و نشيب‌ها و زشتی‌ها و زیبایی‌های خاص و عامش، داراي اتفاق يا اتفاق‌هاي ويژه اي هم هست؛ حوادث و پديده‌هايي كه براي نخستين بار يا بهترين شكل جلوه مي‌كنند. بدون شک یکی از اتفاقات در این برهه از تاریخ هنر هفتم در کشورمان فيلم «قلاده‌های طلا» است. سياسي‌ترين فيلم تاريخ سينماي ایران كه ساختار برتر و جذابيت مثبت را با محتوايی بيدار كننده در هم آميخته است.

در حوزه‌ی سینما چیزی به نام ژانر سیاسی نداریم، اما برخی از فیلم‌ها به‌خاطر روایت ماجراهایی مرتبط با فعل و انفعال‌ها و موضوع‌هاي سیاسی، قابل تمایز و دسته بندی از سایر آثار هستند. سینمای سیاسی، یکی از حلقه‌های مفقوده سینمای ایران در طی سال‌های اخیر بوده است. گرچه در این عرصه همواره آثاری با رویکرد سیاسی ساخته و نمایش داده‌ شده است. ازجمله اینکه در طی سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی و تحت تأثیر این تحول بزرگ، آثاری با مضامینی چون استعمارستیزی، مظالم رژیم ستمشاهی، جامعه ارباب رعیتی دوره‌ی پهلوی، جنایات دولت‌های غربی در ایران و... تولید شدند. همچنین پس از دوم خرداد سال 76 سلسله فیلم‌هایی با درون‌مایه‌ای سیاه و جعلی در حمایت از افکار تجدیدنظرطلبانه ساخته شدند. اما به واقع، هیچ گاه فیلم‌های سیاسی به‌عنوان یک جریان در سینمای کشورمان خودنمایی نکرده اند.

اما از سال گذشته مدیریت دولتی سینما عزم خود را جزم کرد تا این جریان شکل بگیرد، آن هم با فیلم‌هایی با مضمون بازنمایی وقایع مرتبط با دهمین انتخابات ریاست جمهوری و فتنه‌ی سال 88 که از بخش‌های مهم و بحث برانگیز تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود. وقایعی که هنوز هم ناگفته‌های فراوانی پیرامون آن باقی است.

رسانه‌ی سینما، با آینه‌ی جادوی خودش‌می‌تواند در انعکاس حقایق و انتقال واقعیت‌ها به جامعه نقش تاریخ ساز و موثری را ایفا كند؛ البته به شرطی که این آینه از غبار غش و غرض و دروغ پاک باشد. کلید خوردن چند فیلم با موضوع فتنه در سال گذشته یک ارمغان تازه برای سینمای ایران بود، اما به رغم رویکرد مثبتی که در این آثار بود، ضعف ساختاری موجب شد که نتوانند به نتیجه‌ی مطلوب برسند. به همین دلیل هم فیلم اخیر ابوالقاسم طالبی را باید شروع جدی و قابل احترام این جریان دانست.

آنچه «قلاده‌های طلا» را به يكي از جلوه‌های ويژه این سال‌های سینمای ایران تبدیل کرده، تنها به موضوع خاص آن محدود نمی‌شود، بلكه ساختار و شيوه‌ی طرح مسائل سياسي در آن قابل تأمل است. چرا كه يكي از نيازهاي اصلي سينماي ما در اين برهه از زمان، فيلم‌سياسي است. چون اين نوع آثار مي‌توانند وضع موجود در عرصه‌ی هنر هفتم را تعادل بخشند.

به همین دلیل هم وجود فيلم‌هاي سياسي دیگری چون «اخراجي‌ها3»، «پايان نامه»، «به رنگ ارغوان» و... که سال‌های قبل ساخته شدند و به نمایش درآمدند، حتي با همه ضعف‌هاي‌شان را باید به فال نیک گرفت. اما آنچه امروز به عنوان يكي از مطرح‌ترين فيلم‌هاي سياسي سينماي ايران به‌نام «قلاده‌هاي طلا» خلق شده، چند قدم جلوتر از اين آثار است و‌ می‌توان آن را خون تازه‌ای در رگ‌های سینمای سیاسی در ایران دانست.

«قلاده‌هاي طلا» نشان مي‌دهد كه يك فيلم مي‌تواند با بهره‌بردن از دستمايه‌ها و مضامين سياسي، بي‌آنكه اسير ابتذال شود، جذاب باشد. انتخاب ژانر معمایی برای تعریف داستانی درباره فتنه‌ی سال 88 یک انتخاب هوش‌مندانه و مناسب است، چون این ژانر قابلیت بهتری برای بیان روایت‌های سیاسی و جاسوسی و همچنین ایجاد تعلیق و هیجان سینمایی دارد.

اين فيلم در اغلب لحظاتش در التهاب و تعليق مي‌گذرد. ريتم و شيوه‌ی بازيگري و موسيقي متن و ساير اجزاي فيلم يك كل هماهنگ را ايجاد كرده‌اند که تا پایان مخاطب را با فیلم درگیر‌ می‌کند. علاوه بر این، توانايي فيلم در خلق موقعيت‌هاي واقعي تحسين برانگيز است. صحنه‌هاي درگيري‌ها و اغتشاشات خياباني، در حالی که بازسازی شده هستند، اما با تصاویر مستندی که از این وقایع باقی مانده چندان تفاوت ندارند.

این فیلم نشان می‌دهد که می‌توان هم طرف‌دار حق بود و در عین حال بی‌طرف! این واقعیت دارد؛ «قلاده‌های طلا» در همان حال که ذات «فتنه» را برملا ‌می‌کند، نسبت به برخی از عوام که فریب این جریان را خوردند، تصویری منصفانه و متعادل نشان می‌دهد.

ازآن طرف، فیلم با وجودی که از جان‌گذشتگی‌های سربازان گمنام امام زمان(عج) را تقدیس می‌کند، درانتقاد نسبت به نظام و نظامیان و امنیتی‌ها نیز محافظه‌کار نیست.

این فیلم، مسائل فتنه‌ی سال 88 را در دو محور روایت می‌کند. از یک طرف شاهد حیلت‌ها و طرح‌های گروه‌های معاند و برانداز هستیم که با دستور گرفتن از سازمان جاسوسی «ام آی 6» انگلیس، در پی آسیب زدن به کشورمان و ایجاد فتنه هستند. آن‌ها در یک خانه تیمی گرد هم جمع‌می‌شوند و با رهبری یکی از مأموران ام آی6 برنامه‌های خود را اجرا می‌کنند. این خانه تیمی‌می‌تواند واقعی باشد و کارگردان آن را از خلال تحقیقاتش در اسناد و گزارش‌های واقعی خلق کرده باشد. اما به‌جز این، کارکردی استعاره گونه هم دارد. به این معنی که فتنه‌ی سال 88 محصول تلاش‌های همه فرقه‌ها و گروهک‌های ضدنظام معرفی‌می‌شود و آن‌ها با وجود همه‌ی اختلافات و تعارضات‌شان، در آن هنگامه متحد شدند و با رمز «تقلب بزرگ» فتنه را دامن زدند. به‌طوری که در آن خانه‌ی تیمی منافقین، مارکسیست‌ها، سلطنت طلب‌ها، همجنس گراها، عوامل سفارت انگلیس و... حضور داشتند.

اما وجه دیگر فیلم، روایتی است از یک تیم وزارت اطلاعات که در تقابل با خانه‌ی تیمی مذکور دیده می‌شوند. فیلم «قلاده‌های طلا» در این بخش از روایت خود به نوعی به نیروهای درون نظام از نفوذ عوامل دشمن و مسائلی که منجر به تعلل در مبارزه با فتنه می‌شود، هشدار‌ می‌دهد.

«قلاده‌هاي طلا» به يك‌سري ضعف و اشكال هم مبتلاست که البته نتوانسته‌اند کل فیلم را تحت الشعاع قرار دهند.مثل ضعف در شخصیت پردازی و نبود فراز و فرودهای روایی در فیلم‌نامه که البته قوت کارگردانی آن را پوشش داده است. از اين‌ها گذشته، كراهت خرابكارها اغراقآميز است. مثلا يكي از آنها همجنس‌باز است، ديگري از فرط عصبي بودن دائم داد و بيداد مي‌كند و...

فیلم «قلاده‌های طلا» باید مطلعی برای ساخت آثار سیاسی آگاهی بخش در عرصه‌ی هنر هفتم در کشورمان باشد. حوزه‌ای که دارای موضوع‌ها و سوژه‌های فراوان و جذابی است که ورود فیلم‌سازهای متعهد و ساخت آثار خوش ساخت و جذاب از سوی آن‌ها، نتایج مثبتی را در پی خواهد داشت. ازجمله این نتایج می‌توان به بالا رفتن سطح آگاهی جامعه و ایجاد تنوع در فضای سینمای کشور اشاره کرد. امید است که سینمای سیاسی ایران در گام‌های بعدی بتواند این راه را بهتر و پویاتر طی کند.


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 8:25  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

جناب معاون! شما مردود شديد يا ...؟!

 

جناب معاون! شما مردود شديد يا ...؟!

 

مگر دهها شبكه و كانال ماهواره اي نمي گويند و هتاكي نمي كنند و مضحكه نمي نمايند؟ بگذار هر چه مي خواهند بگويند و بسازند ولي نه از كيسه بيت المال و نه با پول و از جيب ملت.
 
وقتي جمعه شب شاهد بودم، پس از گذشت 33 سال از پيروزي انقلاب اسلامي يك دلسوخته انقلاب با همه توان علمي و ديني خود، در مهم ترين رسانه تصويري نظام جمهوري اسلامي و در تنها برنامه سينمايي آن (برنامه هفت)، مي خواست ثابت كند كه گفتمان انقلاب بايستي بر فضاي سينماي ايران حاكم باشد و نه گفتمان غرب گرا و ضداسلامي، ناخودآگاه دلم گرفت. شايد از همين روست كه مبتذل ساز مشهور اين سينما به دليل اينكه فيلم مستهجنش مورد اعتراض برخي از بابصيرت ترين امامان جمعه و خطباي جماعت قرار گرفته، به مظلوم نمايي روي آورده و آنان را بي تقوا و قانون گريز و خارج از عدالت مي خواند، انتقاد به نمايش برخي از فيلم هاي ضد ارزشي را خارج از حيطه نمازجمعه دانسته (حتما از نظر ايشان در نمازجمعه فقط بايستي احكام شخصي گفت و اصلا كاري به امور اجتماعي و سياسي نبايد داشت!) و بعد هم به دلائل و براهين پيش پاافتاده و نخ نما شده روي مي آورد كه مثلا:

- در خانواده اي متولد شده كه از سابقون انقلاب بوده پس حالا مي تواند همه ارزش هاي اين انقلاب را زير علامت سوال ببرد!

- در خانواده اي رشد كرده كه تا پيش از انقلاب تماشاي تلويزيون را حرام مي دانسته (غافل از اينكه آن به اصطلاح فيلمساز فراري سازنده توبه نصوح و سكس و فلسفه و فرياد مورچه ها هم پيش از انقلاب نه تنها در منزل، راديو و تلويزيون نداشته بلكه به قول خودش اگر از جايي عبور مي كرده كه حتي صداي موسيقي به گوش مي رسيده، گوش هاي خود را مي گرفته!!)

و شايد به دليل همين دور افتادگي سينماي ايران از گفتمان انقلاب اسلامي، به اصطلاح فيلمساز ديگري كه فيلمش در توهين به عزاي حسيني و هيئت هاي عاشورايي است، همان ائمه جمعه (كه اولين شرط انتصابشان عدالت است) را مورد اهانت قرار داده و به دور از عدالت و انصاف معرفي نموده و پس از آن مي خواهد همه نگاتيوهاي فيلمش را آتش بزند (باز هم در اين مورد از آن فيلمساز فراري عقب تر است، چون او زماني مي خواست براي قيل و قال هاي مثلا معترضانه، خودش را به آتش بكشد!!!)

اما بعد از اينكه ائمه جمعه و جماعات به وظيفه شرعي خود عمل كرده و در مقابل اشاعه ابتذال و بي اخلاقي و وهن دين ايستادند و سپس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي نيز با آنان همداستان شد و گروه هاي بسياري از مردم مسلمان هم مخالفت خويش را با نمايش اينگونه فيلم ها ابراز داشتند (به جز خيل عظيمي كه به خاطر ترويج همين ضد ارزش ها و بي اخلاقي ها سالهاست عطاي سينما را به لقايش بخشيده اند)، حالا جناب معاونت محترم سينمايي به قول خودشان سكوت را شكسته اند و همان توهين ها و افتراها را خطاب به ائمه جمعه و مردم انقلابي تكرار كرده و آنها را خواص ناآگاه و مردود شده خواندند!! جل الخالق!!!

چرا از نظر جناب معاون اين خواص (كه البته تعدادشان را مي توان از نمازهاي پرشكوه جمعه و راهپيمايي هايي مانند 22 بهمن حدس زد) مردود شدند؟ چون به فيلمي معترض بودند كه عزاي حضرت سيدالشهداء(ع) را مضحكه مي كند؟ چون فيلمي را برنتابيدند كه احكامي همچون امر به معروف و نهي از منكر را با افه هاي شبه روشنفكري نفي مي كند؟ يا چون از اينكه در فيلمي شرع و احكام دين را در مقابل اخلاق قرار داده، ناراحت شده اند؟

اشكالي ندارد، اين دسته از فيلم ها هم ساخته شود. اين ها كه اساسا محلي از اعراب ندارند و از اهانت هاي سازمان يافته تر از اينها هم نه بر جبين اسلام و نه بر تارك انقلاب و نظام گردي ننشيند.

مگر دهها شبكه و كانال ماهواره اي نمي گويند و هتاكي نمي كنند و مضحكه نمي نمايند؟ بگذار هر چه مي خواهند بگويند و بسازند ولي نه از كيسه بيت المال و نه با پول و از جيب ملت.

ملتي كه وقتي امامشان در مقابل اهانت به لايحه قصاص آيه استرجاع را خواند و اهانت كنندگان را محكوم به ارتداد دانست، سر از پا نشناختند و به خيابانها آمدند. اما امروز با پول آنها و از سرمايه ملي، دهها فيلم ساخته مي شود كه نه فقط محكمات قرآني مانند قصاص كه بسياري از احكام و ارزش هاي ديني و اسلامي را به سخره مي كشد.

ملتي كه وقتي فتنه گران به عزاي عاشورايشان بي احترامي كردند، در 9 دي 1388 حماسه اي آفريد كه هنوز رسانه هاي بيگانه از آن ابراز وحشت مي كنند و اعتراض و انتقاد امروزشان به هتك عاشورا و عزاي اباعبدالله الحسين(ع) در سينماي ايران از همان جنس است. آنگاه حضرات مبتذل ساز، اين اعتراضات غيرتمندانه ديني را با آشوب و اغتشاش فتنه گران 88 مقايسه مي كنند!!

ملتي كه به قول خود جناب معاون (در سخنراني مراسم اختتاميه سي امين جشنواره فيلم فجر)، جايي در ميان توليدات سال گذشته سينماي ايران و جشنواره فيلم فجر نداشتند.

بايد به جناب معاون گفت كه متأسفانه شما مردود شديد كه نه تنها براي ملت غيور و مسلمان ايران در ميان توليدات سينمايي تان جايي باز نكرديد، بلكه اعتراض آنها را نيز برنتابيديد و عملشان را سوءاستفاده از نام شهداء و ارزش ها جلوه داديد.

شما عليرغم آن سخن صريح تان در اختتاميه جشنواره فيلم فجر گفتيد: «... مردمي كه در بيست و دوم بهمن در راهپيمايي شركت كردند، كجاي اين سينما هستند؟...»

امروز همان سينماي بدون مردم را «درخشان» مي خوانيد، براي توليدات مبتذل و مستهجن، پروانه ساخت و نمايش صادر مي كنيد، در جشنواره فيلم و دهه مبارك فجر انقلاب اسلامي آنها را به نمايش درمي آوريد و تمام قد ازشان دفاع مي كنيد. همان توليداتي كه سال گذشته در مناظره تلويزيوني شبكه دو، مدعي شديد زخم هاي كهنه اي بوده اند و شما فقط رويشان را باز كرديد تا بوي تعفن آن را همه متوجه شوند!!

جناب معاون، آيا شما مردود نشده ايد كه به جاي درمان آن به قول خودتان زخم ها، فقط رويشان را باز كرديد و اجازه داديد كه به ساير بخش هاي پيكر سينماي ايران نفوذ كنند و متأسفانه امروز بوي تعفن آن زخم هاي كهنه، همه فضاي سينماي ايران را پر كرده است!!

واقعاً اين چه استدلالي است كه همه اعضاي شوراي پروانه نمايش را مورد تاييد نظام مي دانيد؟ نكند خود را برابر با نظام دانسته و هر عملتان را مترادف انقلاب و نظام به حساب مي آوريد؟ اگر چنين است پس آن اعتراضاتي كه در زمان مسئوليت وزير فراري ارشاد به فيلم ها و توليدات سينماي ايران داشتيد، چه مي شود؟ يعني شما به نظر اعضاي شوراي پروانه نمايش آن دوران و وزير وقت مورد تاييد نظام اعتراض كرده بوديد؟ در اين صورت تمامي اعتراضات و انتقادات به بازرگان و بني صدر و قطب زاده و... مردود است، چون بالاخره آنها هم زماني مورد تاييد نظام بوده اند!!!

اين چه استدلالي است كه به معترضان گفته ايد، اگر مي توانند فيلمنامه خودشان را بياورند و اگر نمي توانند كاري با سينما نداشته باشند و بگذارند اهالي سينما كار خودشان را بكنند؟

اولاً كه همان جشنواره عمار سال گذشته نشان داد بسياري از همين جوانان انقلابي، توانايي ها و استعدادهاي فراواني در سينما و از قضا فيلمنامه نويسي دارند ولي متأسفانه باندبازي هاي پيچيده درون سينما (كه خود جناب معاون هم در جريان آنها هستند) مانع از حضور اين جوانان در عرصه حرفه اي سينما شده است.

ثانياً منطق شما مثل اين است كه فرضاً جنابعالي به خاطر فاجعه شهري چند روز پيش تهران (پس از بارش باران و تگرگ) به شهرداري معترض شويد و شهرداري به شما بگويد اگر مي تواني خودت آبراهه هاي شهر را باز كن و اگر نمي تواني، حرف نزن و بگذار شهرداري كار خودش را بكند!!!

جناب معاون سينمايي بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در اول فروردين امسال را نقل كرده اند كه توصيه به قانون گرايي داشته اند اما دنباله اين بيانات را ناديده گرفته اند كه حضرت آقا گفتند: «حالا اين حرف من بهانه اي نشود براي اينكه يك عده اي بروند جوانهاي انقلابي را به عنوان جوانهاي تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه جوانهاي غيور كشور را، جوانهاي مؤمن انقلابي كشور را فرزندان خودم مي دانم و پشت سر آنها قرار مي گيرم؛ من از جوانان انقلابي و مؤمن و غيور حمايت مي كنم...»
منبع:کیهان
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 22:19  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

به نام روزنامه اصولگرا به کام روزنامه انحرافی!+تصویر

 

به نام روزنامه اصولگرا به کام روزنامه انحرافی!+تصویر

 

«الهام امین زاده» کاندیدای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی با ارسال توضیحی به فارس از بی اخلاقی روزنامه دولت در انجام مصاحبه به نام روزنامه جوان و انتشار آن در روزنامه ایران انتقاد کرد.

به گزارش مردم۸۸ به نقل از فارس، متن کامل توضیح ارسالی دکتر امین زاده به شرح زیر است:

به دنبال چاپ مصاحبه اینجانب در روزنامه ایران در تاریخ 5 اردیبهشت تحت عنوان "مجلس هشتم شبیه مجلس ششم بود" متاسفانه با انتخاب تیتر نامناسب برای مصاحبه از نظرات اینجانب در جهت مسیری غیر از وحدت استفاده شده است. همانطور که در متن مصاحبه موجود است اینجانب فقط از نظر منازعات سیاسی مجلس هشتم را به مجلس ششم تشبیه نمودم و معتقدم چنانچه دولت با مجلس هشتم تعامل مطلوب داشت چنین منازعاتی پیش نمی آمد. جا داشت روزنامه ایران جهت ایجاد وحدت و پرهیز از دامن زدن به فضای اختلاف تیتر بهتری را انتخاب می نمود. ضمن اینکه مصاحبه به نام روزنامه جوان انجام شد و قرار بود متن مصاحبه در این نشریه چاپ شود نه در روزنامه ایران. درمتن مصاحبه اعتقاد اینجانب به جبهه متحد اصولگرایان و کاندیداهای این جبهه منعکس است و تمامی هدف از انجام این مصاحبه کمک به ایجاد وحدت در اصولگرایان بوده است. افتخار اینجانب است که درلیست جبهه متحد اصولگرایان هستم که نماینده طیف های مختلف اصولگرائی و مجموعه ای از چهره های باسابقه و کارآمد اصولگرا و نماد وحدت اصولگرایان در کشور می باشد.اینجانب هر گونه فعالیت انحرافی در جهت ایجاد اختلاف بین اصولگرایان بطور خاص و بین مردم ایران را در راستای خدمت به منافع استکبار می دانم.

گفتنی است روزنامه ایران در صفحه 24 شماره دیروز خود این مصاحبه را به چاپ رسانده و علاوه بر عدم رعایت صداقت و جا زدن خود به عنوان روزنامه اصولگرای جوان، در توضیحات اولیه خود درباره مصاحبه نیز سعی کرد به نوعی میان جریان اصولگرا به ویژه در درون جبهه متحد ایجاد اختلاف نماید.

 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 16:49  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/رضا ربع پهلوی: خرج مبارزاتم را مامانم می دهد!

 

تکرار/

رضا ربع پهلوی:

خرج مبارزاتم را مامانم می دهد!

 

از زمانی که پدرم فوت شد، شغل من مبارزه سیاسی بوده است.

به گزارش مردم۸۸ به نقل از ندای انقلاب رادیو فردا در مصاحبه ای با رضاپهلوی، ولیعهد ناکام محمدرضا پهلوی از قول وی نوشت:

*از زمانی که پدرم فوت شد، شغل من مبارزه سیاسی بوده است.

*این شغل درآمدی ندارد.من خوشبختانه با کمک خانواده ام تا به حال توانسته ام زندگی ام را بگذرانم. برای اینکه بتوانم تمام وقتم را برای زندگی سیاسی اختصاص بدهم.

* بیشتر هزینه ها را با کمک هم میهنانی که از نظر هزینه ای در این مسیر کمک می کنند و خانواده خودم به خصوص مادر خودم که تا به حال من را کمک کرده اند تا بتوانم تمام وقت به این کار بپردازم.

* منزلی که با خانواده در آن زندگی می کنیم در آمریکا و در ایالت مریلند است.

* فیلم "جدایی نادر از سیمین" را دیدم و به نظرم کار جالبی بود. چیزی که برای من جالب بود این بود که این فیلم چقدر توانست جهانیان و به خصوص غربی ها را تحت تاثیر خود قرار دهد. البته برای ما ایرانی ها زیاد تازگی ندارد با وضعیتی و آگاهی که کشورمان در این سالها داشته است. معهذا اینکه بتوانند وضعیت واقعی ایران را از لابلای صحنه های این فیلم ببینند و بشنوند خوب است.


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:33  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

بیانیه سفارت ایران در برن درباره دختر مصدق

 

بیانیه سفارت ایران در برن درباره دختر مصدق

مشرق- در پی انتشار برخی مطالب در خصوص «خدیجه مصدق» فرزند مرحوم دکتر محمد مصدق نخست وزیر پیشین ایران و وضعیت اسفبار وی در آسایشگاهی در سوئیس سفارت ایران در این کشور بیانیه‌ای صادر کرد.

سفارت ایران در برن ضمن صدور بیانیه‌ای در این خصوص اعلام کرد: اخیرا در فضای مجازی در خصوص سرکار خانم خدیجه مصدق فرزند مرحوم دکتر محمد مصدق نخست وزیر پیشین ایران مطالبی منتشر شده که با توجه به اطلاعات نادرست موجود در آن، بخش مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران موارد ذیل را برای اطلاع عموم و روشنگری اعلام می‌دارد:
- خانم خدیجه مصدق در تاریخ 29 اردیبهشت 1382 در سن هشتاد سالگی در شهر نوشاتل سوییس دار فانی را وداع گفته و در همان شهر به خاک سپرده شده است.
- وي به دلیل بیماری که در صغر سن دچار شده بود، بیش از پنجاه سال در آسایشگاه بیماران شهر نوشاتل زندگی می‌کرد و در زمان حیات مرحوم دکتر محمد مصدق، هزینه‌های آسایشگاه مذکور (بعضا تا حدود 10 هزار فرانک در ماه) توسط وی و سپس تا اوایل دهه هفتاد هجری شمسی توسط وراث پرداخت می‌شد. بعدا هزینه‌ها توسط قیم و مشارکت یک نهاد اجتماعی مقیم کانتون نوشاتل تامین می‌گردید.
- مسئولین کنسولی سفارت جمهوری اسلامی ایران در برن نیز وضعیت وی را مورد پیگیری قرار داده و در محل آسایشگاه مذکور از مرحومه خدیجه مصدق عیادت نموده‌اند. هر چند مرحومه مصدق بنا بر بیماری طولانی، علاقه‌ای به دیدار کسی نشان نمی‌داد.
- همچنین به مناسبت‌های مختلف علاوه بر تقدیم برخی هدایا، کمک‌های مالی نیز از سوی دولت و سفارت جمهوری اسلامی ایران به آسایشگاه فوق الذکر صورت گرفته است.
گفتني است که در مطالب اینترنتی ایران متهم به بی‌اعتنایی به شرایط جسمانی خانم مصدق شده بود.

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:51  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

توزیع جزوه‌های توهین‌آمیز انتخاباتی وتبلیغات زودهنگام/اعتراض عزاداران

 

توزیع جزوه‌های توهین‌آمیز انتخاباتی وتبلیغات زودهنگام

/اعتراض عزاداران

 

مراسم عزاداری حضرت فاطمه زهرا (س) با حضور پرشور مردم در میدان هفت تیر برگزار شد.

به گزارش مردم۸۸ به نقل از مهر، طبق سنوات گذشته و به همت مرکز هیئت های عاشورای فاطمی مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) امروز با حضور پرشور مردم در میدان هفتم تیر برگزار شد.

شروع مراسم از ساعت 10 صبح اعلام شده بود اما اکثر مردم و جوانان از ساعت 9:20 در اطراف میدان هفتم تیر جمع شده بودند تا در مراسم عزاداری فاطمه زهرا (س) شرکت کنند.

درابتدای مراسم اکثر مردم و عزاداران با دردست داشتن پرچم های یاحسین (ع)، یا فاطمه زهرا (س) و یا صاحب الزمان (عج) در ردیف اول جایگاه حضور یافته بودند و با سینه زنی و ذکر مصیبت مشغول عزاداری بودند.

بنا بر این گزارش مداحان اهل بیت (ع) با مدیحه سرایی به عزاداری شهادت حضرت زهرا (س) پرداختند.

همچنین هیئت های عزاداری با سینه زنی و ذکر مصیبت به مراسم عزاداری حضرت فاطمه زهرا (س) که در میدان هفت تیر برگزار شده بود، اضافه می شدند.

نکته قابل توجه در این مراسم حضور برخی از جوانان کشورهای همسایه بود. علاوه بر اقشار مختلف مردم از پیر و جوان و کودک، مرد و زن تعدادی از جوانان کشورهای همسایه با انداختن شال سیاه در مراسم عزادرای حضرت فاطمه زهرا (س) شرکت کرده بودند.

پس از عزاداری و سینه زنی مردم، آیت الله کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران به عنوان سخنران ویژه در جمع عزاداران فاطمی حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی شهادت بزرگ حماسه آفرین جبهه دفاع و بنیانگذار جبهه مقابله با اشرافیت را به مردم و ولی‌فقیه تسلیت گفت. در پایان این مراسم عزاداران به سینه‌زنی و ذکر مصیبت پرداختند.

با وجود اینکه این عزاداری با بارش باران الهی همراه بود، اما لحظه به لحظه به تعداد حاضران در این مراسم افزوده می شد به طوری که از کودک یک ماهه تا پیرمرد و پیرزن 90 ساله مشاهده می شد.

همچنین با اینکه ساعت شروع مراسم در میدان فاطمی بعد از پایان اقامه نماز ظهر و عصر اعلام شده بود، اما عزاداران حضرت فاطمه زهرا (س) از ساعت ها قبل گرد هم آمده بودند.

در این مراسم زنان و دختران به چادرشان گل زده بودند وهمین حرکت نمادین، مراسم را دیدنی تر و معنوی تر ساخته بود.

حضور قشرهای مختلف از جوانان با لباس و شمایل های متفاوت در این مراسم از دیگر حاشیه های قابل توجه در میدان هفتم تیر بود. حضور جوانان با تیپ های مختلف در مراسم عزای زهرای اطهر (س) از موضوعات مورد توجه خبرنگاران و عکاسان بود.

در حاشیه مراسم عزاداری امروز برخی هم فرصت را مهیای فعالیت های سیاسی دیدند. در گوشه و کنار میدان عده ای جزوات انتخاباتی توزیع می کردند که در مواردی نیز با اعتراض مردم عزادار مواجه شدند. انتقاد تند و مطالب توهین آمیز به برخی از وفاداران انقلاب و جبهه متحد اصولگرایی از موضوعات برجسته در این جزوه های انتخاباتی بود.

توزیع بروشورهای تبلیغاتی و انتخاباتی برخی کاندیداهای جبهه پایداری در این مراسم در حالی که هنوز زمان تبلیغات رسمی برای دور دوم انتخابات آغاز نشده است از دیگر حاشیه های این مراسم بود.

 


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 0:11  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/ حذف نام خلیج فارس از رسانه های سازمان منافقین

 

تکرار/

حذف نام خلیج فارس

از رسانه های سازمان منافقین
 

خبرگزاری فارس: مروری بر عملکرد چند ماه اخیر رسانه های وابسته به این سازمان نشان می دهد که نام خلیج فارس از ادبیات این سازمان حذف شده و جای آن را عنوان جعلی خلیج گرفته است.

خبرگزاری فارس: حذف نام خلیج فارس از رسانه های سازمان منافقین

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان امروز یکشنبه 27/1/91 در ستون اخبار ویژه خود نوشت: سایت های اینترنتی وابسته به سازمان منافقین از واژه «خلیج» به جای عنوان خلیج فارس استفاده می کنند.

مروری بر عملکرد چند ماه اخیر رسانه های وابسته به این سازمان نشان می دهد که نام خلیج فارس از ادبیات این سازمان حذف شده و جای آن را عنوان جعلی خلیج گرفته است. ظاهرا امریه جدید سران سازمان به سایت های وابسته پس از آن صادر شده که آنها به فعالیت برای استخبارات رژیم سعودی در کنار تروریست های سلفی تن داده اند. اخبار جدید منتشره در رسانه های غربی از این همکاری ها حکایت می کند. بنابر برخی گزارش های دیگر، دولت عربستان با انتقال بخشی از اخراج شدگان پادگان اشرف به این کشور موافقت کرده است.

سازمان منافقین بالغ بر دو دهه در خدمت استخبارات رژیم صدام قرار داشت اما پس از سرنگونی صدام و روی کار آمدن اسلامگرایان متحد ایران، در انزوا قرار گرفت.

پذیرفتن ننگ نوکری آل سعود از سوی فرقه تروریستی رجوی در حالی است که رژیم سعودی به عنوان یکی از مرتجع ترین و منفورترین رژیم های منطقه به شمار می رود.

بزک کردن رفقا برای آمریکا یک تراژدی بزرگ است

«کنفرانس ها و نشست های اپوزیسیون واقعاً تبدیل به یک تراژدی بزرگ شده است.»

شبکه تلویزیونی کانال یک وابسته به طیفی از ضدانقلاب خارج نشین، مطلب فوق را از قول سیامک شجاعی عنوان کرد. نامبرده که در آمریکا اقامت دارد، درباره میتینگ ها ونشست های گاه به گاه مخالفان در آمریکا و اروپا از جمله در مریلند واشنگتن گفت: از این جلسات بسیار تشکیل شده است. طی یکسال برخی از این ها مشتاق شدند که خودشان را بزک کنند و کاندیدای عضویت در شورای احتمالی شوند تا به خارجی ها بگویند که ما هستیم، بیایید به سراغ ما و حمایتمان کنید. این واقعاً یک تراژدی بزرگ است.»

وی ادامه داد: «عده ای از همین آقایان زمانی به محمدرضا شاه پهلوی خرده می گرفتند که به آمریکایی ها خیلی نزدیک است و دستش در دست آن هاست. اما الان ما متأسفانه می بینیم که از اصلاح طلب گرفته تا کمونیست قبلی و فعلی، همه دوان دوان خودشان را می رسانند به کعبه واشنگتن که بتوانند در مقابل آمریکایی ها خودشان را بزک کنند و حتی حاضرند به عنوان دست نشانده آمریکا وارد عملیات نظامی هم بشوند.»

شجاعی با کنایه اضافه کرد: «از این کنفرانس ها بسیار بوده، بعضی هایشان پشت درهای بسته و بعضی ها در هتل ها؛ حتی در نمایش های تلویزیونی هم میزگردهایی شبیه به اینها انجام می شود. فقط کم مانده است که جلسه بگذارند و از جمهوری اسلامی دعوت کنند که بیایند و برایشان کنفرانس بدهند با این موضوع که چطور می شود دوباره به ایران برگشت؟!»

وی گفت: «آنچه مسلم است اینکه مردم ایران به این خودشیفتگی ها، خودباختگی ها و خودفروشی ها توجه نمی کنند و قطعاً سرنوشت نهایی در داخل کشور تعیین می شود اما به اعتقاد من، این یک شرمندگی و شرمساری تاریخی است که ما می بینیم رجال به اصطلاح سیاسی ما در هیبت اپوزیسیون، حتی در ممالک آزاد هم از اصول اولیه دموکراسی نمی توانند جانبداری کنند».

اداره اپوزیسیون توسط نفوذی های رژیم نوبر است

گردهمایی چندی پیش شماری از مخالفان در مریلند واشنگتن هر چند که طبق معمول این نشست های محفلی به نتیجه در زمینه احیای اپوزیسیون منجر نشد اما بحث های شنیدنی و خواندنی را در میان آنها موجب شده است.

پایگاه اینترنتی گویانیوز درباره نشست مذکور و مصاحبه یکی از برگزارکنندگان می نویسد: آخرین سؤال مجری در برنامه افق از آقای گنج بخش این بود که بسیاری از ما خواسته اند بپرسیم چرا فلان گروه های سیاسی در نشست واشنگتن حضور نداشتند و پاسخ جناب گنج بخش پاسخی بود بر بسیاری از چراهای اپوزیسیون. ایشان فرمود این مورد را از خانم حقیقت جو بپرسید بیشتر در جریان این مسائل نشست هستند!

وظیفه خویش دانستیم از خانم حقیقت جو و دیگر اصلاح طلبان عزیز، سپاس ویژه داشته باشیم که زحمت کشیده اند اپوزیسیون را مرهون رحمت خویش قرار داده، ضمن مهاجرت به خارج کشور، برای اپوزیسیون نظام اسلامی نشست برگزار می کنند که هیچ، مدعوین این نشست را نیز ظاهرا تعیین می کنند!

این رسانه وابسته به اپوزیسیون می افزاید: اپوزیسیون نظام اسلامی باید از خود بپرسد که 33 سال فعالیت سیاسی با نام «مبارزه» برای اپوزیسیون متکثر از مشروطه خواه تا جمهوری خواه، از چپ تا راست باید حاصلش این باشد که نشست یا جلسه سیاسی به نام مخالفین جمهوری اسلامی توسط افرادی مانند خانم حقیقت جو سازماندهی شود؟ البته که خانم حقیقت جو بسیار قابل احترام و گرامی هستند ولی شخصی هست که تا چندی پیش نماینده مجلس اسلامی بوده، مدعی اصلاح طلبی بوده، قاعدتا نمی تواند تعیین کننده مدعوین و شرکت کنندگان باشد.

گویانیوز همچنین نوشت: اپوزیسیون نظام اسلامی به علت نداشتن کار تشکیلاتی و سازمان یافتگی منسجم، اینقدر به دور خودش پیچیده که در خویش گم شده است و آدرس اهداف و آرمان های خودش را فراموش کرده است. گویی اصلا نمی دانند با چه چیزی مبارزه کرده اند و از چه آرمان هایی دفاع می کنند و اصولا چرا لقب اپوزیسیون می گیرند؟

این سایت اینترنتی با اظهار تعجب می نویسد: دانشگاه های آمریکا به تازگی پذیرای دوستان به ظاهر جدا شده از نظام با عنوان هایی مانند استاد افتخاری یا استاد میهمان شده اند. حال کار کردن در کتابخانه کنگره یا دفتر فلان مقام سابق آمریکایی که برای جداشدگان از نظام و اصلاح طلبان عزیز که شغلی عادی به حساب می آید. حتی شنیده ام جناب موسویان (سفیر در آلمان در زمان ماجرای میکونوس) در آمریکا استاد میهمان شده که این از عجایب قدرت دموکراسی آمریکا هست!! (چون به عنوان شخصی که در دانشگاه اینجا برای ادامه تحصیل آمده ام شاهدم چقدر سخت است پذیرش یا بورس گرفتن برای دانشگاه های اینجا چه رسد به طرفه العینی استاد میهمان شدن!)

شبکه بالاترین نیز با اشاره به حضور برخی افراد تجزیه طلب در کنار برخی از اصلاح طلبان در نشست مورد بحث نوشت: این جور نشست ها تنها موجب از بین رفتن قبح تجزیه طلبی و هرز رفتن بودجه های براندازی رژیم می شود که حالا خرج لاس زدن با رژیم می شود. چه اپوزیسیون نوبری داریم.

اما آرین وطنخواه مجری شبکه سلطنت طلب ایران آریایی، در گزارشی گفت: منتظر کسانی که در واشنگتن و برلین می نشینند و کنفرانس های آنچنانی برگزار می کنند نباشید و به آنها فکر نکنید قسم به اهورامزدا که شما را سرکار گذاشته اند و فقط به فکر خودشان هستند آنها در این سن و سالی که هستند به واسطه این کارها مشغولیت هایی برای خود درست کرده اند و هیچ غلطی هم نمی توانند بکنند چرا که قدرت و شعور این کار را ندارند که بخواهند کاری بکنند. به آنها باید گفت شما رفوزه هستید.

با هم دعوا می کنیم پس هستیم!

یکی از همکاران فتنه سبز تحریم انتخابات مجلس را انفعال توصیف کرد و خواستار شرکت در مرحله دوم انتخابات شد.

مهدی خزعلی خواستار آن شده که مخالفان به جای انفعال، در انتخابات شرکت کرده و لااقل به [...] رأی دهند.

انتشار این پیشنهاد مهدی خزعلی، با خشم و اعتراض شدید شبکه صهیونیستی بالاترین مواجه شد که طی چندماه گذشته از مواضع تند و رادیکال نامبرده حمایت و تمجید می کرد. بالاترین نوشت: آیا وقت آن نرسیده که طرفداران جنبش سبز واقعیت را قبول کنند؟ امروز طبق معمول هر روز در حال چک کردن اخبار بودیم که با خبر دعوت مهدی خزعلی از طرفداران جنبش سبز برای شرکت در انتخابات برخورد کردیم. این خبر زیاد تعجب برانگیز نبود چرا که خزعلی بخشی از بدنه این نظام می باشد و تغییر نظام برای بسیاری از اینان اگر به معنی دادگاه و زندان نباشد قطعا به معنای پایان عمر سیاسی و به نوعی خودکشی سیاسی می باشد ولی نکته جالب توجه برای دودستگی ایجاد شده بین طرفداران دیروز مهدی خزعلی بود. دودستگی معنادار و تامل برانگیز. کسانی که بر سر دو راهی رای دادن و ندادن گیر کرده اند. یکی این درخواست مهدی خزعلی را حرکتی رو به جلو و اعتراضی میداند و دیگری این حرکت را خیانت به جنبش قلمداد میکند. آیا وقت آن نرسیده که کسانی که فریب این بازی های پشت پرده اصلاح طلبان را خورده اند به خود بیایند؟

بالاترین افزود: در ماه گذشته ما شاهد اتفاقات جالب و زنجیره ای در رسانه های داخلی و خارجی اپوزیسیون اصلاح طلب بودیم. سرسلسله این اتفاقات مقاله جرس بازوی رسانه ای خارج کشور اصلاح طلبان در مورد رضا پهلوی بود. در این مقاله جرس که توسط اصلاح طلبان لندن نشین اداره میشود برخلاف اصول حرفه ای خبرنگاری و به طور معنادار و جهت یافته ای سعی در تخریب چهره رضا پهلوی کرده بود. مقاله خزعلی درباره شرکت در انتخابات و رأی دادن به [...] مکمل همان حرکت اصلاح طلبان می باشد. آنها در برابر نظام عقب نشینی کرده اند.

گفتنی است پیش از این سایت بالاترین اعتراف کرده بود که درگیری گروههای اپوزیسیون با یکدیگر در بن بست ها شدت می گیرد و توضیح داده بود که گویا وقتی به بن بست می رسیم وقت زیاد می آوریم و این اوقات فراغت را با درگیری با یکدیگر پر می کنیم!

عبداله نوری: قرار نبود خاتمی رأی بدهد

عبداله نوری از یأس و بی برنامگی نیروهای اصلاح طلب و جنبش سبز خبر داد. او همچنین از شرکت خاتمی در انتخابات مجلس انتقاد کرد.

وی در دیداری که ارگان حلقه لندن (جرس) گزارشی از آن را منتشر کرده، از خاتمی انتقاد کرد و گفت: برداشت من هم در مذاکره با آقای خاتمی این بود که ایشان بدون محقق شدن شرایطی که اعلام کرده بود در انتخابات شرکت نخواهد کرد. به هر حال اگر ایشان از ابتدا بنای شرکت شخصی می داشت بهتر بود از قبل در بیانات خود شرایط شخصی خویش را از بحث جمعی جدا می کرد تا سوءتفاهمی به وجود نیاید و یا اصولا آن شرایط را بیان نمی کرد.

وی همچنین در مورد توجیهات مطرح شده درخصوص رای دادن خاتمی گفت: آنچه برای توجیه رأی دادن بیان شده چنانچه درست باشد در ارتباط با تمامی افراد صادق است و این توجیهات در روز رای گیری به یکباره ظاهر نشده است و از قبل هم می شد با همین توجیهات به گونه دیگری رفتار نمود.»

نوری در این ملاقات می گوید: وقتی یک برنامه سیاسی روشن، پشتوانه مطالبات نباشد، نتیجه ای جز یأس و ملال ندارد و یأس و بی برنامگی در نیروهای تحولخواه [ اسم مستعار محافل برانداز فعال در فتنه سبز] یکی از مشکلات اساسی آنهاست. مشکل این نیروها که ذیل عناوین مختلفی مانند جنبش سبز با اصلاح طلب فعالیت می کنند این است که «به دلیل افراطی گری نمی دانند در چنین جوی چه چیزی بخواهند که هم باعث ریزش طرفداران نشود و هم حاکمیت را به بی اعتمادی بیشتر دچار نکند؟»

وزیر کشور معزول دولت اصلاحات با بیان اینکه «حاکمیت نیازی به مصالحه با مخالفان نمی بیند» گفت: حاکمیت احساس می کند طرف مقابلش به چیزی کمتر از نابودی و خلع ید کامل او از قدرت رضایت نمی دهد و حتی هدف نهایی اش از ورود به قدرت یا شرکت در انتخابات هم همین است. طبیعتا تا وقتی چنین احساسی وجود داشته باشد مجالی برای فعالیت به نیروهای منتقد و معترض نخواهد داد و روشن است که حاکمیت با نیرویی که فکر می کند خواهان نابودی کامل اوست دست به مصالحه نخواهد زد، ضمن اینکه طرف مقابل حاکمیت نیز هیچگاه مصالحه را به طور واقعی در دستور کار خود قرار نداده است چرا که چنین دستور کاری مخالفانی هم دارد. آنها اینگونه می اندیشند که در هر گونه تعامل و مذاکره ای با حکومت بر سر اختلافات، برنده به صورت یکطرفه حکومت خواهد بود.

خرج هر ناو گران قیمت آمریکا یک مین ارزان قیمت ایران است

تاکتیک جنگ نامتقارن ایران به گونه ای است که می تواند یک ناو جنگی میلیارددلاری آمریکا را با یک مین ارزان قیمت غرق کند.

روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال با انتشار این مطلب نوشت: تشکیلات نظامی دریایی ایران می تواند برای آمریکا خطرناک باشد. فرماندهان نیروی دریایی آمریکا مستقر در خلیج فارس بر این باورند که قایق های گشت زنی ایران در تنگه هرمز می توانند در صورت بروز حمله، شلیک های دوربردی که از ناوهای آمریکایی به سمت اهداف ایرانی انجام می شود را خنثی کنند. افسران نیروی دریایی آمریکا می گویند در صورتی که جنگی پدید آید، ایران با جنگاورهای دریایی خود در تنگه هرمز مین گذاری می کند یا اینکه اهداف نیروی دریایی آمریکا را با قایق های کوچک هدف قرار می دهد.

روزنامه آمریکایی اضافه می کند: این تهدیدها که در عرصه سیاست به جنگ های نامتقارن مشهور است می تواند به اندازه بمب گذاری های جاده ای در عراق و افغانستان خطرناک و غیر قابل پیش بینی باشد، چرا که یک مین ارزان قیمت می تواند به یک ناو جنگی میلیارد دلاری خسارت وارد کرده یا اینکه آن را کاملا غرق کند. در چنین سناریوهایی، ارتش آمریکا با موضوع زمان بر و مخاطره آمیز باز کردن راه های انتقال نفت به بازارهای بین المللی مواجه خواهد بود.

وال استریت ژورنال در ادامه گزارش خود خاطر نشان می کند: ایران برای بستن تنگه هرمز یا سخت گیری بر ناوهای آمریکایی، 5 هزار مین دریایی در اختیار دارد که می تواند اهدافی را هوشمندانه منهدم کند. اسکات ترور، کارشناس مین می گوید تشخیص محل و پاکسازی مین ها یک بازی موش و گربه برای نیروی دریایی آمریکاست. به گفته وی مین های دریایی مانند مین های زمینی بسیار خطرناک هستند. زیر دریایی های ایران نیز از دیگر تهدیدهای پیش روست که می توانند برای حمله مورد استفاده قرار گیرند.

این روزنامه همچنین خاطر نشان کرد: تحلیلگران می گویند قایق های تندروی نیروی دریایی ایران از قابلیت حمل ابزارهای جنگی و موشک برخوردارند. اما جمهوری اسلامی می تواند از کشتی های کوچک تجاری نیز برای مین گذاری یا پرتاب موشک استفاده کند و در این صورت شناسایی چنین تهدیدهایی بسیار دشوار خواهد بود.


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 8:52  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

نورالدين پسر ايران

 

نورالدين پسر ايران

علي شيرازي

بيش از بيست سال است كه مرتضي سرهنگي را مي شناسم. از همان روزهايي كه در گوشه حياط حوزه هنري به او يك كانكس ساده داده بودند و او به كمك هدايت الله بهبودي، دفتر ادبيات و هنر مقاومت را راه اندازي كرده بود.
مرتضي بعد از مدتي كار در كانكس، به ساختماني در خيابان رشت منتقل شد. در آن جا نيز در يك جا ماندگار نشد. ميان دو ساختمان و اتاق هايشان، پايين و بالا شد و در همه آن اتاق ها و كانكس ها، با يك رنگي و جديت، نويسندگاني را براي تدوين تاريخ و خاطرات جنگ هشت ساله تربيت كرد و روز به روز به كميت و كيفيت كارش رونق بيشتري داد.
سال ها طول كشيد تا مرتضي را باز به داخل همان فضاي اوليه فراخواندند. اما اين بار در ساختماني نوساز، و در طبقه سوم حوزه هنري. از آسانسور كه پايين مي شوي، به سمت راست تا انتهاي سالن به پيش مي روي. باز به طرف دست راست حركت مي كني. راهرويي باريك كه در سمت چپ آن كتابخانه جنگ قرار دارد. مرتضي مي گويد اين كتابخانه، مانندي ندارد. دومين در پس از كتابخانه جنگ، اتاق مرتضي سرهنگي است.
داخل اتاق دو تا ميز و چند صندلي ساده است. چند تا هم قفسه و كمد دارد كه مجموعه تلاش هاي مرتضي در آن جاسازي شده است. تا حالا بيش از ششصد كتاب زيبا در مجموعه او تدوين گشته است.
آقا خيلي به كار او اهميت مي دهند. بارها او را ستوده اند. من هرگز در نگاه او عجب اين ستايش را نديده ام. مرتضي از روزگار كانكس نشيني و آغاز راه تا به امروز كه كتاب هايش گل كرده، يكرنگ يكرنگ است.
يكرنگي و نگاه آقا به او، مرا مجذوب مرتضي كرده است. اگر هفته اي او را نبينم، دلتنگ او مي شوم. دلم مي خواهد به هر بهانه اي او را ببينم.
وقتي در كنارش مي نشينم، او از كتاب هاي جديد مي گويد. كتاب هايي كه در دست تدوين و يا آماده چاپند. بارها در دلم گفته ام: خدايا كمكم كن تا نوكري براي كارهاي مرتضي باشم. خدايا ياريم نما تا به كار او رونق بدهم.
از آن روز كه اولين دست نوشته هاي آقا درباره كتاب هاي دفتر ادبيات را به من داد، عزمم جدي تر شد. با رونق دست نوشته ها، تصميم گرفتم بيشتر به مرتضي سرهنگي كمك كنم.
وقتي كه «دا» در حال تدوين بود، تصميم گرفتم پس از چاپ آن را به دست آقا برسانم و درباره آن درخواست تقريظ كنم. من و كتاب كه چاپ شد، جدي تر پي گير فرهنگ دفاع مقدس شدم. گفتم بايد خودم را وقف ترويج كتاب هاي دفتر ادبيات و هنر مقاومت كنم.
كار را شروع كردم. كتاب هاي جنگ را به هر شهر و استان بردم. با مسئولين استان ها و مديران تهران جلسه گذاشتم. پاي اين كتاب ها به نيروهاي مسلح هم باز شد. سپاهيان فعال تر بودند. برخي بروبچه ها حسابي پاي كار آمدند.
«دا» كه از چاپ بيرون آمد، آن را به دست آقا رساندم. بچه هاي سوره مهر نيز ياري كردند و مرا به جلسه اي در محضر آقا با حضور سيده زهرا حسيني و ساير دست اندركاران چاپ و تدوين كتاب «دا» دعوت كردند.
نگاه آقا به «دا» مرا دلگرم تر كرد. آقا چه مي گويد و ما كجائيم؟! كيلومترها از آقا عقب تريم. بايد سرعت بگيريم. آستين ها را بالاتر زدم.
بابا نظر كه منتشر شد، آن را هم به آقا رساندم. هر روز به سوره مهر مي رفتم و يا از مرتضي خبر مي گرفتم تا كتاب هاي جديد را به آقا برسانم و از معظم له تقريظ بگيرم.
كم كم شدم معرفي كننده كتاب هاي تقريظي آقا در جرايد! همه آن مجموعه را در «نسيم سبز خاطره ها» جمع كردم و شد يك كتاب. سوره مهر آن را چاپ كرد و شد باروت اسلحه ام!
وقتي حرف ها و نوشته هاي آقا را درباره خاك هاي نرم كوشك، دسته يك، همپاي صاعقه و ضربت متقابل مي شنيدم، بال درمي آوردم. سخن آقا درباره «بابانظر» حسابي شادم كرد.
مرتضي گفته بود «پايي كه جا ماند» در حال تدوين است. سيدناصر را پيدا كردم. از حال و روز كتابش پرسيدم. تازه نمايشگاه كتاب هاي تقريظي را شكل داده بودم. در برخي از استان ها نمايشگاه به نمايش درآمده بود. سيدناصر نيز يار همراه شد و با زبان زيبايش كمك كارم گشت.
وقتي خاطرات سيدناصر را مي شنيدم، حوصله ام براي رسيدن به «پايي كه جا ماند»، سر مي رفت. آن قدر به مرتضي و محمداسماعيل فشار آوردم تا «پايي كه جا ماند» از چاپ درآمد.
اولين نمونه را كه از چاپخانه آوردند به بيت رهبري رساندم تا آن را به آقا بدهند. پس از آن كتاب نورالدين عافي منتشر شد. كتابي بسيار زيبا و خواندني كه بارها مرتضي درباره اش قصيده سرايي كرده بود.
يك روز «پايي كه جا ماند» و «نورالدين پسر ايران» را برداشتم و يك راست به خيابان فلسطين رفتم. وارد بيت شدم و هر دوي آن كتاب را به دست آقا رساندم.
ماه ها بود كه از آقامسعود و آقاميثم پي گير تقريظي جديد براي كار بودم. خيلي براي دريافت تقريظ اصرار مي كردم. يك بار در مردادماه 1390 در بندرعباس از خود آقا درخواست كردم.
به زعم خود، اين بار پي گير تقريظ «پايي كه جا ماند» شدم. مثل هميشه كتاب هاي جديد را به چند نفر مي دادم و مي خواندند و بعد نظرات آنان را براي كار مي گرفتم.
خوانندگان «پايي كه جا ماند» آن را مثل «دا» و برخي گيراتر ديده بودند. برخي از فرماندهان سپاه آن را خيلي عالي و نمونه اي زيبا از گنج جنگ مي شمردند.
در پي گيري ها، يقين كردم، آقا كتاب را ديده اند و شايد خوانده اند.
پس از چند روز آقاي مومني مرا ديد و گفت: آقا؛ «نورالدين پسر ايران» را خوانده اند و فرموده اند: به نورالدين بگو خوابت تعبير شده است.
سيدنورالدين در بيان انگيزه اش براي بازگويي خاطرات جنگ مي گويد: اصلا فكر نمي كردم گفتن خاطرات در اين زمان اهميت داشته باشد. هنوز حرف خاطرات جنگ و مصاحبه ها مطرح نشده بود. واقعيت اين است من هم مرتب درگير عوارض مجروحيت هايم بودم، اما سال 1373 يك شب خواب ديدم آقاي خامنه اي ورقه هايي در دست دارد كه مي خواند و گريه مي كند. من هم در آن اتاق بودم. كسي گفت اين خاطرات يك جانباز 70 درصد است كه 80 ماه در جبهه ها بوده و باز مي گويد كه در مورد جنگ كاري نكرده ام... اين خواب فكرم را مشغول كرده بود. احساس مي كردم وظيفه ام در قبال آن چه در روزهاي جنگ بر سر مردم آمد، با گفتن اين خاطره ها به سرانجام مي رسد. بنابراين خاطرات 8 سال زندگي متن جنگي را بازگفتم تا ياد آن لحظه هاي بي نظير براي هميشه زنده بماند.
خواب نورالدين تعبير شده بود. نمي دانم آقا اين كتاب را زودتر خوانده بودند، يا اين را رساتر و زيباتر ديده بودند. نورالدين پسر ايران را خوانده بودند و اشك ريخته بودند.
تصميم گرفتم به علت نگاه آقا، براي نورالدين پسر ايران كار ويژه اي بكنم.
زمان چنداني نگذشته بود كه در روز يكشنبه 23/11/1390 از دفتر آقا خبر دادند: به نورالدين عافي و همسرش بگو: آقا فرموده اند، به نزد من بياييد تا شما را ببينم.
با نورالدين تماس گرفتم، از اهواز به تهران رسيده بود. از قطار داشت پياده مي شد. گفت: بناست امشب به تبريز بروم. ساعت 20/20 پرواز داريم؛ همسرم نيز با من است.
گفتم: در تهران بمان با شما كار داريم. پذيرفت و ماندني شد.
در دفتر ادبيات و هنر مقاومت، او را در حضور مرتضي سرهنگي ملاقات كردم. ظهر با هم به منزل رفتيم و از ماجرا مطلع شد. نورالدين به من گفت: اگر خانم سپهري، نويسنده كتاب را با خود نبريم، ناراحت مي شود.
بنا شد او نيز با همسرش؛ آقاي نصير اوغلي در ملاقات حضور داشته باشند.
ظهر سه شنبه 25/11/1390، نماز را در محضر آقا خوانديم. پس از نماز، آقا حسابي با نورالدين خوش و بش كردند. احوال خانم سپهري را هم گرفتند. سر و صورت آقاي نصير اوغلي را هم بوسيدند؛ جانباز 70 درصد و ويلچري.
دو تا آقا بودند و دو تا خانم. همراهشان چهار جلد كتاب «نورالدين پسر ايران» آورده بودند. از آقا درخواست كردند اين كتابها را براي آنها امضا كنند. درخواستشان پذيرفته شد. چقدر صحنه زيبا و جالبي بود.
عمق نگاه آقا به ادبيات دفاع مقدس مشهود بود. بارها اين نگاه را لمس كرده بودم. از وقت استفاده كردم و به آقا گفتم: اگر صلاح مي دانيد، يكي دو تقريظ از كتاب هاي دفاع مقدس نيز به بنده بدهيد تا كار را جدي تر و زيباتر دنبال كنم.
فرمودند: من تقريظ نمي نويسم، كتاب را مي خوانم، اگر خوشم آمد، هرچه به ذهنم رسيد مي نويسم.
گفتم: همان دست نوشته ها را مرحمت نماييد.
فرمودند: همان نوشته درباره نورالدين را مي گويم به شما بدهند.
خبر بسيار خوشحال كننده اي بود. در پوست خود نمي گنجيدم. به آرزويم رسيده بودم.
پس از ديدار، يك راست به دفتر ادبيات و هنر مقاومت رفتم تا خبر را به مرتضي بدهم. مرتضي نبود. تلفني خبر را به آقاي مومني دادم؛ و در انتظار دريافت دست نوشته، پي گير كار شدم.
صبح يكشنبه 30/11/1390 آقاي انصاري از موسسه نشر تماس گرفت و گفت: ساعت 2 عصر طي مراسمي دست نوشته رهبر انقلاب تحويل مي شود.
زمان خيلي كند مي گذشت. لحظه شماري مي كردم كه ساعت مقرر برسد. خود را به موسسه نشر آثار آقا رساندم. در مراسمي رسمي با حضور نورالدين و همسرش و خانم سپهري و جمعي از مسئولين، دست نوشته تحويل خاطره گو و نويسنده كتاب شد. يك نسخه را نيز آقاي انصاري تحويل من داد. آن را خواندم.
«اين نيز يكي از زيباترين نقاشي هاي صفحه پركار و اعجازگونه هشت سال دفاع مقدس است. هم راوي و هم نويسنده حقا در هنرمندي، سنگ تمام گذاشته اند. آميختگي اين خاطرات به طنز و شيرين زباني كه از قريحه ذاتي راوي برخاسته و با هنرمندي و نازك انديشي نويسنده، به خوبي و پختگي در متن جا گرفته است، و نيز صراحت و جرات راوي در بيان گوشه هايي كه عادتا در بيان خاطره ها نگفته مي ماند، از ويژگي هاي برجسته اين كتاب است. تنها نقصي كه به نظر رسيد نپرداختن به نقش فداكارانه همسري است كه تلخي ها و دشواري هاي زندگي با رزمنده اي يكدنده و مجروح و شلوغ را به جان خريده و داوطلبانه همراهي دشوار و البته پرماجرا با او را پذيرفته است.
ساعات خوش و باصفايي را در مقاطع پيش از خواب با اين كتاب گذراندم، و الحمدلله.»
حالا ديگر اشك در چشم ها حلقه زده بود. عجب تعابير بلند و زيبايي. به همه جوانب هم نگاه كرده اند، چقدر عالمانه و هوشمندانه.
با خود گفتم اين چه اخلاصي است كه «نورالدين پسر ايران» را به اين جايگاه كشانده است، پسري شانزده ساله از اهالي روستاي خنجان در حوالي تبريز در آذربايجان شرقي كه حضور دفاع مقدس را در گردان هاي خط شكن لشكر 31 عاشورا به عنوان نيروي آزاد، غواصي و فرمانده دسته و در جبهه هاي مختلف تجربه كرده و بارها مجروح شده است.
اين جانباز 70 درصد در سال هاي 1372 و 1373 خاطراتش را براي آقاي موسي غيور تعريف مي كند و موسي آنان را بر روي چهل نوار ضبط مي كند. بعدها معصومه سپهري نوارها را پياده مي كند و پس از نگارش كتاب «لشكر خوبان» مشغول نوشتن خاطرات سيد نورالدين مي شود. اين كار از اواخر تابستان 1383 با تلاش مضاعف خانم سپهري آغاز مي گردد و با همكاري نورالدين و با حوصله مثال زدني مرتضي به پايان مي رسد و براي چاپ به سوره مهر سپرده مي شود.
آن روزها هيچ كدام، حتي مرتضي باور نمي كردند كه «نورالدين پسر ايران» با اين نگاه مهربانانه آقا همراه شود. به يقين همين نگاه تيراژ نورالدين را به يك ميليون خواهد رساند؛ به شرطي كه من و ما همت كنيم و اين كتاب زيبا را به همه ملت ايران، خصوصا نسل جوان و تحصيلكرده معرفي نماييم.
كتابي كه بسياري از واقعيت هاي جنگ هشت ساله را براي ما ترسيم مي كند و نياز آينده را به ما گوشزد مي كند. بايد از نورالدين ها درس بگيريم و به همت مرتضي و يارانش صد آفرين بگوييم.
حالا آيا مرتضي ما را به نوكري دفتر ادبيات و هنر مقاومت قبول مي كند؟ او كجا و ما كجا! خود را به او چسبانده ايم تا شايد نمي از عظمت شهدا و رزمندگان جنگ هشت ساله بر مشاممان برسد و ژست حامي ادبيات جنگ را بگيريم!
ديروزيان به دنيا پشت كرده بودند تا بدين جا رسيدند و ما مي خواهيم در دنيا از ادبيات جنگ بگوييم!! آنان آبرو دادند تا بدين جا سير كردند و ما مي خواهيم آبرويشان را به گروگان بگيريم. راستي آنان كه بودند و ما كيستيم؟!
منبع: كيهان
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات




http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین

مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

سران فتنه را محاکمه کنید

مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 21:59  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  |